yipping

[ایالات متحده]/ˈjɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈjɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پارس کردن یا زوزه کشیدن، به ویژه از یک سگ

عبارات و ترکیب‌ها

yipping dog

سگ که پارس می‌کند

yipping sound

صدای پارس کردن

yipping puppy

سگ بچه که پارس می‌کند

yipping fox

روباه که پارس می‌کند

yipping noise

صدای ناهنجار

yipping animal

حیوان که پارس می‌کند

yipping kids

کودکانی که پارس می‌کنند

yipping crowd

گروهی که پارس می‌کنند

yipping voice

صدای پارس کردن

yipping pet

حیوان خانگی که پارس می‌کند

جملات نمونه

the puppy was yipping excitedly at the children.

سگ توله با هیجان زیاد در حال واق واق کردن به سمت کودکان بود.

we could hear the yipping of the coyotes in the distance.

ما می‌توانستیم صدای واق واق کایوت‌ها را از دور بشنویم.

she laughed at the yipping sound the toy made.

او به صدای واق واق اسباب‌بازی خندید.

the dog kept yipping until it got attention.

سگ تا زمانی که توجه را جلب کرد، به واق واق کردن ادامه داد.

yipping can be a sign that the dog is excited.

واق واق کردن می‌تواند نشانه‌ای از هیجان سگ باشد.

he tried to quiet the yipping dog during the movie.

او سعی کرد سگ واق واق‌کننده را در حین فیلم آرام کند.

the yipping of the small dogs filled the park.

صدای واق واق سگ‌های کوچک پارک را پر کرد.

she found the yipping of the puppies adorable.

او صدای واق واق توله‌ها را دوست‌داشتنی یافت.

the yipping stopped when the owner called the dogs inside.

وقتی صاحب سگ‌ها را به داخل صدا زد، واق واق کردن متوقف شد.

yipping can sometimes be annoying to neighbors.

واق واق کردن گاهی اوقات می‌تواند برای همسایگان آزاردهنده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید