yapping

[ایالات متحده]/ˈjæpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈjæpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به پارس کردن یا زوزه کشیدن، به ویژه مانند یک سگ کوچک؛ به طور مداوم در مورد مسائل جزئی صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

yapping dog

سگ پارس کن

stop yapping

بایدهای پارس کردن را متوقف کنید

yapping away

با پارس کردن دور

yapping kids

کودکان پارس کن

nonstop yapping

پارس کردن بدون توقف

yapping noise

سر و صدای پارس کردن

yapping parrot

همنشین طوطو پارس کن

yapping friends

دوستان پارس کن

yapping constantly

به طور مداوم پارس کردن

جملات نمونه

the dog was yapping loudly at the mailman.

سگ با صدای بلند در حال واق واق کردن به سمت پیک بود.

she couldn't concentrate with all the yapping around her.

با تمام واق واق‌هایی که دور و برش بود، نمی‌توانست تمرکز کند.

the children were yapping excitedly about their trip.

بچه‌ها با هیجان زیاد در مورد سفرشان واق واق می‌کردند.

he spent the afternoon yapping on the phone.

او بعد از ظهر را با صحبت کردن تلفنی سپری کرد.

stop yapping and listen to what i have to say.

واقف واقف کردن را متوقف کنید و به حرف‌های من گوش دهید.

the yapping of the small dogs annoyed the neighbors.

واق واق سگ‌های کوچک همسایگان را آزار می‌داد.

she was yapping about her new job all day.

او تمام روز در مورد شغل جدیدش صحبت می‌کرد.

the yapping continued until late at night.

واق واق تا دیروقت ادامه داشت.

he can't stand all the yapping during the movie.

او نمی‌تواند تمام واق واق‌ها را در طول فیلم تحمل کند.

the yapping from the backyard made it hard to relax.

واق واق‌هایی که از حیاط پشتی می‌آمد، استراحت را دشوار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید