baying

[ایالات متحده]/beɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbeɪ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدایی که یک سگ هنگام زوزه کشیدن یا پارس کردن تولید می‌کند
v. با صدای بلند پارس کردن
vi. پارس کردن; با صدای بلند زوزه کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

baying for blood

طلب خون

جملات نمونه

the hounds were baying loudly in the distance.

سگ‌ها دور صدا با صدای بلند زوزه می‌کشیدند.

we could hear the baying of wolves at night.

ما می‌توانستیم زوزه گرگ‌ها را در شب بشنویم.

the dogs began baying when they caught the scent.

وقتی سگ‌ها عطر را حس کردند، شروع به زوزه کشیدن کردند.

he was baying for justice after the unfair treatment.

او پس از رفتار ناعادلانه برای عدالت زوزه می‌کشید.

the crowd was baying for the politician's resignation.

مردم برای استعفای سیاستمدار زوزه می‌کشیدند.

her voice was almost baying as she expressed her frustration.

صدای او تقریباً زوزه مانند بود زیرا او ناامیدی خود را بیان کرد.

the baying of the dogs echoed through the valley.

زوزه سگ‌ها در دره طنین انداز شد.

he felt like baying at the moon in his moment of despair.

او احساس می‌کرد در لحظه ناامیدی خود به ماه زوزه می‌کشد.

the baying of the pack signaled the start of the hunt.

زوزه گروه نشان دهنده شروع شکار بود.

she could hear the baying of the dogs from her window.

او می‌توانست زوزه سگ‌ها را از پنجره خود بشنود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید