youngnesses

[ایالات متحده]/ˈjʌŋnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈjʌŋnəsɪz/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت جوان بودن

عبارات و ترکیب‌ها

youthful youngnesses

جوانی‌های پرانرژی

embrace youngnesses

در آغوش گرفتن جوانی‌ها

celebrate youngnesses

جشن گرفتن جوانی‌ها

discover youngnesses

کشف جوانی‌ها

cultivate youngnesses

پرورش جوانی‌ها

explore youngnesses

کاوش در جوانی‌ها

cherish youngnesses

ارزش قائل شدن برای جوانی‌ها

reflect youngnesses

بازتاب جوانی‌ها

promote youngnesses

ترویج جوانی‌ها

value youngnesses

ارزش‌گذاری بر جوانی‌ها

جملات نمونه

her youngnesses are evident in her playful attitude.

جوانی و بازیگوشی او در رفتار بازیگوشش آشکار است.

the youngnesses of the flowers added color to the garden.

طراوت گل‌ها رنگی به باغ بخشید.

youngnesses can be found in the enthusiasm of children.

طراوت را می‌توان در شور و شوق کودکان یافت.

his youngnesses remind me of my own childhood.

طراوت او من را به دوران کودکی خودم یاد می‌کند.

they celebrated their youngnesses with a fun party.

آنها با یک مهمانی سرگرم‌کننده، طراوت خود را جشن گرفتند.

the youngnesses of the actors brought energy to the film.

طراوت بازیگران انرژی را به فیلم آورد.

embracing youngnesses can lead to a more vibrant life.

پذیرش طراوت می‌تواند منجر به یک زندگی پر جنب و جوش‌تر شود.

her youngnesses are reflected in her fashion choices.

طراوت او در انتخاب‌های مدش منعکس می‌شود.

we should cherish the youngnesses of our youth.

ما باید طراوت جوانی خود را گرامی بداریم.

the youngnesses of the team inspired everyone to work harder.

طراوت تیم الهام‌بخش همه برای سخت‌کوشی‌تر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید