virility

[ایالات متحده]/vəˈrɪləti/
[بریتانیا]/vəˈrɪləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردانگی; ویژگی‌های مردانه; قدرت تولید مثل.

جملات نمونه

to deprive of virility

از قدرت باروری محروم کردن

He exudes confidence and virility.

او اعتماد به نفس و مردانگی را از خود نشان می‌دهد.

Exercise can help improve virility in men.

ورزش می‌تواند به بهبود مردانگی در مردان کمک کند.

Some cultures associate virility with physical strength.

برخی از فرهنگ‌ها مردانگی را با قدرت بدنی مرتبط می‌کنند.

The king was known for his virility and prowess in battle.

شاه به خاطر مردانگی و مهارتش در نبرد مشهور بود.

Traditional masculinity often emphasizes virility and dominance.

مردانگی سنتی اغلب بر مردانگی و تسلط تأکید می‌کند.

The medicine claims to enhance male virility.

این دارو ادعا می‌کند که مردانگی مردانه را افزایش می‌دهد.

His virility is evident in his strong physique.

مردانگی او در اندام قوی‌اش آشکار است.

The ancient symbol represents fertility and virility.

این نماد باستانی باروری و مردانگی را نشان می‌دهد.

He believes that virility is an essential aspect of manhood.

او معتقد است که مردانگی جنبه ضروری مردم بودن است.

The god of war is often depicted with symbols of virility.

خدای جنگ اغلب با نشانه‌هایی از مردانگی به تصویر کشیده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید