zambian

[ایالات متحده]/'zæmbiən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی از زامبیا
adj. مربوط به زامبیا یا مردم آن

عبارات و ترکیب‌ها

Zambian culture

فرهنگ زامبیا

Zambian cuisine

آشپزی زامبیا

Zambian wildlife

حیات وحش زامبیا

Zambian music

موسیقی زامبیا

Zambian history

تاریخ زامبیا

جملات نمونه

Zambian cuisine is known for its use of fresh ingredients.

آشپزیزامبیایی به دلیل استفاده از مواد تازه شناخته شده است.

She bought a beautiful Zambian handmade basket at the market.

او یک سبد دست ساز زیبایزامبیایی را در بازار خرید.

The Zambian football team won the championship last year.

تیم فوتبالزامبیایی سال گذشته قهرمانی را به دست آورد.

He is learning Zambian traditional dances.

او در حال یادگیری رقص های سنتیزامبیایی است.

Zambian culture is rich in music and dance.

فرهنگزامبیایی غنی از موسیقی و رقص است.

She visited a Zambian safari park during her vacation.

او در تعطیلات خود از یک پارک سافاریزامبیایی بازدید کرد.

The Zambian government is investing in renewable energy projects.

دولتزامبیایی در حال سرمایه گذاری در پروژه های انرژی تجدیدپذیر است.

Zambian artists are gaining international recognition for their work.

هنرمندانزامبیایی به دلیل آثار خود به رسمیت بین المللی دست یافته اند.

The Zambian economy relies heavily on copper mining.

اقتصادزامبیایی به شدت به استخراج مس متکی است.

Zambian wildlife includes elephants, lions, and zebras.

جانورانی وحشیزامبیایی شامل فیل ها، شیرها و زرافه ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید