zappy

[ایالات متحده]/ˈzæpi/
[بریتانیا]/ˈzæpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سرزنده; هیجان‌انگیز; سرزنده‌تر یا هیجان‌انگیزتر از معمول
Word Forms
صفت عالیzappiest

عبارات و ترکیب‌ها

zappy energy

انرژی با نشاط

zappy personality

شخصیت با نشاط

zappy style

سبک با نشاط

zappy attitude

نگاه با نشاط

zappy performance

عملکرد با نشاط

zappy vibe

فضای با نشاط

zappy music

موسیقی با نشاط

zappy design

طراحی با نشاط

zappy colors

رنگ‌های با نشاط

zappy ideas

ایده‌های با نشاط

جملات نمونه

the zappy presentation kept everyone engaged.

ارائهٔ جذاب و پرانرژی باعث شد همه درگیر شوند.

she has a zappy personality that lights up the room.

او شخصیتی جذاب و پرانرژی دارد که فضا را روشن می‌کند.

his zappy remarks made the meeting more enjoyable.

اظهارات سریع و جذاب او باعث شد جلسه لذت‌بخش‌تر شود.

the zappy colors of the artwork caught my eye.

رنگ‌های جذاب و پرانرژی اثر هنری توجه من را جلب کرد.

they played zappy music that got everyone dancing.

آنها موسیقی جذاب و پرانرژی پخش کردند که باعث شد همه برقصند.

her zappy style of writing is very refreshing.

سبک نوشتاری جذاب و پرانرژی او بسیار دلپذیر است.

the zappy ad campaign attracted a lot of attention.

کمپین تبلیغاتی جذاب و پرانرژی توجه زیادی را به خود جلب کرد.

we need a zappy slogan for our new product.

ما به یک شعار جذاب و پرانرژی برای محصول جدیدمان نیاز داریم.

his zappy jokes always make me laugh.

شوخی‌های سریع و جذاب او همیشه من را می‌خنداند.

the zappy energy of the crowd was infectious.

انرژی جذاب و پرانرژی جمعیت مسری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید