zealotries

[ایالات متحده]/ˈzelətriz/
[بریتانیا]/ˈzelətriz/

ترجمه

n. رفتار افراطی؛ افراط‌گرایی؛ اقدامات متعصبانه

عبارات و ترکیب‌ها

religious zealotries

تعصبات مذهبی

political zealotries

تعصبات سیاسی

ideological zealotries

تعصبات ایدئولوژیک

cultural zealotries

تعصبات فرهنگی

fanatical zealotries

تعصبات متعصبانه

extreme zealotries

تعصبات افراطی

sectarian zealotries

تعصبات فرقه‌ای

militant zealotries

تعصبات نظامی

social zealotries

تعصبات اجتماعی

economic zealotries

تعصبات اقتصادی

جملات نمونه

his zealotries often alienate those around him.

عصبانیت‌های او اغلب باعث دور شدن اطرافیانش می‌شود.

she approached her beliefs with zealotries that were hard to ignore.

او با تعصباتی که سخت بود نادیده گرفتن، به باورهای خود نزدیک شد.

the zealotries of the group led to many heated debates.

تعصبات گروه منجر به بحث‌های داغ بسیاری شد.

his zealotries were evident in his passionate speeches.

تعصبات او در سخنرانی‌های پرشور او آشکار بود.

she was known for her zealotries in promoting environmental causes.

او به خاطر تعصباتش در ترویج اهداف زیست محیطی شناخته شده بود.

the zealotries of the movement attracted both supporters and critics.

تعصبات جنبش هم حامیان و هم منتقدان را جذب کرد.

his zealotries sometimes clouded his judgment.

تعصبات او گاهی اوقات قضاوتش را مختل می‌کرد.

they were united by their zealotries, despite differing opinions.

آنها با وجود نظرات مختلف، با تعصبات خود متحد بودند.

the zealotries of the fanbase created a toxic atmosphere.

تعصبات هواداران فضایی سمی ایجاد کرد.

her artistic zealotries inspired many young creators.

تعصبات هنری او الهام بخش بسیاری از جوانان خلاق بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید