zek

[ایالات متحده]/zɛk/
[بریتانیا]/zɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زندانی (زندان یا اردوگاه کار شوروی); (زندانی سابق زندان یا اردوگاه کار شوروی) زندانی
Word Forms
جمعzeks

عبارات و ترکیب‌ها

zek attack

حمله زک

zek leader

رهبر زک

zek strategy

استراتژی زک

zek power

قدرت زک

zek force

نیروی زک

zek group

گروه زک

zek unit

واحد زک

zek mission

ماموریت زک

zek code

کد زک

zek network

شبکه زک

جملات نمونه

he has a zek for solving puzzles quickly.

او یک ذوق برای حل کردن پازل ها به سرعت دارد.

she has a natural zek for music.

او یک ذوق طبیعی برای موسیقی دارد.

they have a zek for teamwork.

آنها یک ذوق برای کار گروهی دارند.

do you have a zek for cooking?

آیا شما یک ذوق برای آشپزی دارید؟

he doesn't have a zek for mathematics.

او یک ذوق برای ریاضیات ندارد.

she has a zek for languages.

او یک ذوق برای زبان ها دارد.

they have a zek for design and creativity.

آنها یک ذوق برای طراحی و خلاقیت دارند.

do you think he has a zek for leadership?

آیا فکر می کنید او یک ذوق برای رهبری دارد؟

she has a zek for understanding complex concepts.

او یک ذوق برای درک مفاهیم پیچیده دارد.

he has a zek for negotiation skills.

او یک ذوق برای مهارت های مذاکره دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید