zested

[ایالات متحده]/zɛstɪd/
[بریتانیا]/zɛstɪd/

ترجمه

v. شکل گذشته participle از zest، به معنای افزودن طعم یا اشتیاق

عبارات و ترکیب‌ها

zested lemon

لیموی رنده شده

zested orange

نار رنده شده

zested lime

لایم رنده شده

zested ginger

زنجبیل رنده شده

zested garlic

سیر رنده شده

zested herbs

سبات رنده شده

zested cheese

پنیر رنده شده

zested chocolate

شکلات رنده شده

zested spices

ادویه رنده شده

zested fruit

میوه رنده شده

جملات نمونه

she zested the lemon to add flavor to the dish.

او پوست لیمو را رنده کرد تا طعم را به غذا اضافه کند.

he zested the orange before juicing it.

او پوست پرتقال را قبل از آب گرفتن رنده کرد.

the recipe calls for zested lime to enhance the taste.

دستور غذا نیاز به لیمو رنده شده برای افزایش طعم دارد.

she zested a grapefruit to use in her salad.

او پوست گریپ فروت را رنده کرد تا در سالادش استفاده کند.

adding zested ginger can elevate the dish's flavor.

اضافه کردن زنجبیل رنده شده می تواند طعم غذا را ارتقا دهد.

he zested the key lime for the pie filling.

او پوست لیمو ترش را برای داخل پای رنده کرد.

she zested some chocolate to sprinkle on top of the cake.

او مقداری شکلات را رنده کرد تا روی کیک بپاشد.

he zested a bit of nutmeg to add warmth to the dish.

او کمی جوز هندی را رنده کرد تا به غذا گرمی اضافه کند.

for extra flavor, she zested the tangerine into the sauce.

برای طعم بیشتر، او پوست نری را در سس رنده کرد.

they zested fresh herbs to enhance the aroma of the meal.

آنها گیاهان تازه را رنده کردند تا عطر غذا را افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید