grated cheese
پنیر رنده شده
grated carrots
هویج رنده شده
grated ginger
زنجبیل رنده شده
grated her teeth in anger.
دندانهایش را از خشم کنار هم فشار داد.
a teaspoon of freshly grated nutmeg
یک قاشق چایخوری جوز هندی تازه رنده شده.
his helmet grated against the top of the door.
کلاه ایمنیاش در قسمت بالای در ساییده شد.
he had a juvenile streak which grated on her nerves.
او رفتاری داشت که اعصاب او را به هم میریخت.
The nails in his boots grated on the stones.
میخهای چکمههایش روی سنگها ساییده میشد.
Mix the chicken meat with half of the bechamel sauce and season with grated nutmeg, salt and pepper.
گوشت مرغ را با نصف سس بشامل مخلوط کرده و با جوز هندی رنده شده، نمک و فلفل مزهدار کنید.
The grit beneath her soles grated harshly on the wooden deck.
غبار زیر کفشهایش به سختی روی عرشه چوبی ساییده میشد.
diced lobster mixed with Mornay sauce placed back in the shell and sprinkled with grated cheese and browned.
لاک پشتی خرد شده مخلوط با سس Mornay دوباره در پوسته قرار داده شده و با پنیر رنده شده پوشانده و سرخ شده است.
He is methodical as he arranges the first course of perfectly done green asparagus with chervil remoulade, generously dusting the plate with freshly grated orange and lemon peel.
او با دقت و روشمندی اولین غذای مارچوبه سبز عالی را با رملود چرویل مرتب میکند و به سخاوت با پوست پرتقال و لیمو رنده شده تازه روی بشقاب میپاشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید