zikkurats

[ایالات متحده]/ˈzɪɡəræt/
[بریتانیا]/ˈzɪɡəræt/

ترجمه

n. معبد برج پله‌ای باستانی آشوری و بابلی

عبارات و ترکیب‌ها

ancient zikkurat

زیگورات باستانی

zikkurat structure

ساختار زیگورات

zikkurat temple

معبد زیگورات

massive zikkurat

زیگورات عظیم

zikkurat design

طراحی زیگورات

zikkurat ruins

آثار باستانی زیگورات

zikkurat civilization

تمدن زیگورات

zikkurat model

مدل زیگورات

zikkurat site

محل زیگورات

zikkurat architecture

معماری زیگورات

جملات نمونه

the ancient zikkurat was a center of worship.

زیگورات باستانی یک مرکز عبادت بود.

archaeologists discovered a zikkurat in the desert.

باستان‌شناسان یک زیگورات را در صحرا کشف کردند.

the zikkurat stood tall against the skyline.

زیگورات در برابر آسمان خط افق سربرآورده بود.

visitors marveled at the intricate designs of the zikkurat.

بازدیدکنندگان از طرح‌های پیچیده زیگورات شگفت‌زده شدند.

many cultures built zikkurats for religious purposes.

فرهنگ‌های بسیاری زیگورات‌ها را برای اهداف مذهبی ساختند.

the zikkurat was constructed using mud bricks.

زیگورات با استفاده از آجر خشتی ساخته شده بود.

legends surround the zikkurat from ancient times.

افسانه‌ها زیگورات را از زمان‌های قدیم احاطه کرده‌اند.

tourists often take photos in front of the zikkurat.

گردشگران اغلب در جلوی زیگورات عکس می‌گیرند.

the zikkurat served as a symbol of power.

زیگورات به عنوان نمادی از قدرت خدمت می‌کرد.

research on the zikkurat reveals its historical significance.

تحقیقات در مورد زیگورات نشان دهنده اهمیت تاریخی آن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید