zinger

[ایالات متحده]/ˈzɪŋə/
[بریتانیا]/ˈzɪŋər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پاسخ قوی یا اظهار نظر شوخ طبعانه؛ یک شخص یا چیز به طور غیرمعمول هیجان انگیز یا جالب

عبارات و ترکیب‌ها

zinger line

خط زننده

zinger comment

نظری تند

zinger joke

جک تند

zinger response

پاسخ تند

zinger remark

اظهار نظر تند

zinger tweet

توییت تند

zinger comeback

بازگشت تند

zinger moment

لحظه زننده

zinger punchline

نتیجه‌گیری تند

zinger story

داستان تند

جملات نمونه

she delivered a zinger that left everyone speechless.

او ضربه‌ای محکم زد که باعث شد همه speechless شوند.

his zinger during the debate caught the audience's attention.

ضربه او در طول بحث توجه مخاطبان را به خود جلب کرد.

that was a real zinger of a comeback!

آن یک بازگشت فوق العاده بود!

the comedian's zinger had the crowd roaring with laughter.

ضربه کمدین باعث شد جمعیت با خنده غرق شوند.

she always has a zinger ready for any situation.

او همیشه برای هر موقعیتی یک ضربه آماده دارد.

his zinger about politics was both funny and insightful.

ضربه او در مورد سیاست هم خنده‌دار و هم روشنگر بود.

that zinger perfectly summed up the issue.

آن ضربه به طور کامل مشکل را خلاصه کرد.

she made a zinger that everyone could relate to.

او ضربه‌ای زد که همه بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.

his zinger about the weather was spot on.

ضربه او در مورد هواشناسی دقیق بود.

the zinger in her speech left a lasting impression.

ضربه در سخنرانی او تأثیر ماندگاری گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید