zinnia

[ایالات متحده]/ˈzɪn.i.ə/
[بریتانیا]/ˈzɪn.i.ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گیاه گلدار در جنس زینیا؛ گل گیاه زینیا
Word Forms
جمعzinnias

عبارات و ترکیب‌ها

zinnia garden

باغ زینی

zinnia bouquet

بته زینی

zinnia seeds

بذر زینی

zinnia flowers

گل‌های زینی

zinnia colors

رنگ‌های زینی

zinnia varieties

گونه‌های زینی

zinnia care

مراقبت از زینی

zinnia bloom

شکوفه زینی

zinnia patch

منطقه زینی

zinnia arrangement

چیدمان زینی

جملات نمونه

zinnias are my favorite flowers in the garden.

تاج‌ریزی‌ها مورد علاقه من در بین گل‌های باغ هستند.

she planted zinnias to attract butterflies.

او تاج‌ریزی کاشت تا پروانه‌ها را جذب کند.

the vibrant colors of zinnias brighten up the landscape.

رنگ‌های زنده تاج‌ریزی‌ها منظره را روشن می‌کنند.

zinnias thrive in sunny conditions.

تاج‌ریزی‌ها در شرایط آفتابی رشد می‌کنند.

we used zinnias as centerpieces for the wedding.

ما از تاج‌ریزی‌ها به عنوان مرکز میز برای عروسی استفاده کردیم.

she loves to paint zinnias in her art class.

او عاشق نقاشی تاج‌ریزی‌ها در کلاس هنر خود است.

zinnias are easy to grow from seeds.

کاشت تاج‌ریزی از طریق بذر آسان است.

the zinnia garden was in full bloom last summer.

باغچه تاج‌ریزی در تابستان گذشته شکوفا بود.

they arranged a bouquet of zinnias for the table.

آنها دسته گل تاج‌ریزی برای روی میز درست کردند.

we visited a botanical garden featuring zinnias.

ما از یک باغ گیاه‌شناسی که دارای تاج‌ریزی بود بازدید کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید