zwieback

[ایالات متحده]/ˈzwiːbæk/
[بریتانیا]/ˈzwiˌbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نان دوبار پخته شده، معمولاً شیرین و تهیه شده با تخم‌مرغ؛ برش‌های نان تخم‌مرغی تخصصی
Word Forms
جمعzwiebacks

عبارات و ترکیب‌ها

sweet zwieback

زویباک شیرین

crisp zwieback

زویباک ترد

buttered zwieback

زویباک خامه‌ای

toasted zwieback

زویباک تست شده

savory zwieback

زویباک خوشمزه

homemade zwieback

زویباک خانگی

traditional zwieback

زویباک سنتی

fresh zwieback

زویباک تازه

mini zwieback

زویباک کوچک

spiced zwieback

زویباک دارچین‌دار

جملات نمونه

i enjoy eating zwieback with my morning coffee.

من از خوردن زویباك با قهوه صبحم لذت می برم.

she made a delicious dessert using zwieback and fruit.

او یک دسر خوشمزه با استفاده از زویباك و میوه درست کرد.

we served zwieback as a snack during the party.

ما زویباك را به عنوان میان وعده در طول مهمانی سرو کردیم.

he prefers zwieback over regular toast for breakfast.

او ترجیح می دهد زویباك را به جای تست معمولی برای صبحانه بخورد.

they sell zwieback in many local bakeries.

آنها زویباك را در بسیاری از نانوایی های محلی می فروشند.

my grandmother used to bake zwieback for special occasions.

مادربزرگم اغلب زویباك را برای مناسبت های خاص درست می کرد.

we topped the zwieback with butter and jam.

ما زویباك را با کره و مربا پوشاندیم.

he enjoyed zwieback with a cup of hot tea.

او از خوردن زویباك با یک فنجان چای داغ لذت برد.

zwieback can be a great addition to a cheese platter.

زویباك می تواند یک افزودنی عالی به یک بشقاب پنیر باشد.

she crumbled zwieback into her yogurt for texture.

او زویباك را برای بافت به ماست خود اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید