rusk

[ایالات متحده]/rʌsk/
[بریتانیا]/rʌsk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برش از بیسکویت شیرین.
Word Forms
جمعrusks

جملات نمونه

For I told him we must not presume to eat of our patroon's bread, he said that was true;so he brought a large basket of rusk of their kind, and three jars with fresh water into the boat;

من به او گفتیم که نباید اجازه داشته باشیم از نان حامی خود بخوریم، او گفت این درست است؛ بنابراین او یک سبد بزرگ بیسکویت از نوع آنها و سه پارچه با آب تازه را به قایق آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید