high zygomas
زیگوماتیک بالا
prominent zygomas
زیگوماتیک برجسته
zygomatic arch
قوس گونه ای
zygomatic bone
استخوان گونه
zygomatic region
منطقه زیگوماتیک
zygomatic prominence
برجستگی زیگوماتیک
zygomatic fracture
شکستگی زیگوماتیک
zygomatic surgery
جراحی زیگوماتیک
zygomatic implants
ایمپلنتهای زیگوماتیک
zygomatic aesthetics
زیباییشناسی زیگوماتیک
the zygomas are essential for facial structure.
زایگومها برای ساختار صورت ضروری هستند.
he has prominent zygomas that enhance his facial features.
او زایگومهای برجستهای دارد که ویژگیهای صورتش را بهبود میبخشد.
in some cultures, high zygomas are considered attractive.
در برخی فرهنگها، زایگومهای بالا جذاب تلقی میشوند.
the doctor examined her zygomas during the consultation.
پزشک زایگومهای او را در طول مشاوره معاینه کرد.
makeup techniques can accentuate the zygomas.
تکنیکهای آرایشی میتوانند زایگومها را برجسته کنند.
she felt self-conscious about her zygomas.
او در مورد زایگومهایش احساس ناامنی میکرد.
in art, zygomas can be emphasized for dramatic effect.
در هنر، میتوان زایگومها را برای ایجاد جلوهای دراماتیک برجسته کرد.
some surgical procedures can alter the shape of the zygomas.
برخی از روشهای جراحی میتوانند شکل زایگومها را تغییر دهند.
her zygomas were highlighted in the portrait.
زایگومهای او در پرتره برجسته شده بودند.
facial exercises can help define the zygomas.
تمرینات صورت میتوانند به تعریف زایگومها کمک کنند.
high zygomas
زیگوماتیک بالا
prominent zygomas
زیگوماتیک برجسته
zygomatic arch
قوس گونه ای
zygomatic bone
استخوان گونه
zygomatic region
منطقه زیگوماتیک
zygomatic prominence
برجستگی زیگوماتیک
zygomatic fracture
شکستگی زیگوماتیک
zygomatic surgery
جراحی زیگوماتیک
zygomatic implants
ایمپلنتهای زیگوماتیک
zygomatic aesthetics
زیباییشناسی زیگوماتیک
the zygomas are essential for facial structure.
زایگومها برای ساختار صورت ضروری هستند.
he has prominent zygomas that enhance his facial features.
او زایگومهای برجستهای دارد که ویژگیهای صورتش را بهبود میبخشد.
in some cultures, high zygomas are considered attractive.
در برخی فرهنگها، زایگومهای بالا جذاب تلقی میشوند.
the doctor examined her zygomas during the consultation.
پزشک زایگومهای او را در طول مشاوره معاینه کرد.
makeup techniques can accentuate the zygomas.
تکنیکهای آرایشی میتوانند زایگومها را برجسته کنند.
she felt self-conscious about her zygomas.
او در مورد زایگومهایش احساس ناامنی میکرد.
in art, zygomas can be emphasized for dramatic effect.
در هنر، میتوان زایگومها را برای ایجاد جلوهای دراماتیک برجسته کرد.
some surgical procedures can alter the shape of the zygomas.
برخی از روشهای جراحی میتوانند شکل زایگومها را تغییر دهند.
her zygomas were highlighted in the portrait.
زایگومهای او در پرتره برجسته شده بودند.
facial exercises can help define the zygomas.
تمرینات صورت میتوانند به تعریف زایگومها کمک کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید