zygomas

[ایالات متحده]/zaɪˈɡəʊ.məz/
[بریتانیا]/zaɪˈɡoʊ.məz/

ترجمه

n. استخوان‌های گونه؛ برآمدگی استخوانی گونه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

high zygomas

زیگوماتیک بالا

prominent zygomas

زیگوماتیک برجسته

zygomatic arch

قوس گونه ای

zygomatic bone

استخوان گونه

zygomatic region

منطقه زیگوماتیک

zygomatic prominence

برجستگی زیگوماتیک

zygomatic fracture

شکستگی زیگوماتیک

zygomatic surgery

جراحی زیگوماتیک

zygomatic implants

ایمپلنت‌های زیگوماتیک

zygomatic aesthetics

زیبایی‌شناسی زیگوماتیک

جملات نمونه

the zygomas are essential for facial structure.

زایگوم‌ها برای ساختار صورت ضروری هستند.

he has prominent zygomas that enhance his facial features.

او زایگوم‌های برجسته‌ای دارد که ویژگی‌های صورتش را بهبود می‌بخشد.

in some cultures, high zygomas are considered attractive.

در برخی فرهنگ‌ها، زایگوم‌های بالا جذاب تلقی می‌شوند.

the doctor examined her zygomas during the consultation.

پزشک زایگوم‌های او را در طول مشاوره معاینه کرد.

makeup techniques can accentuate the zygomas.

تکنیک‌های آرایشی می‌توانند زایگوم‌ها را برجسته کنند.

she felt self-conscious about her zygomas.

او در مورد زایگوم‌هایش احساس ناامنی می‌کرد.

in art, zygomas can be emphasized for dramatic effect.

در هنر، می‌توان زایگوم‌ها را برای ایجاد جلوه‌ای دراماتیک برجسته کرد.

some surgical procedures can alter the shape of the zygomas.

برخی از روش‌های جراحی می‌توانند شکل زایگوم‌ها را تغییر دهند.

her zygomas were highlighted in the portrait.

زایگوم‌های او در پرتره برجسته شده بودند.

facial exercises can help define the zygomas.

تمرینات صورت می‌توانند به تعریف زایگوم‌ها کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید