high cheekbones
گونههای برجسته
defined cheekbones
گونههای مشخص
prominent cheekbones
گونههای جلوهدار
angular cheekbones
گونههای زاویهدار
sharp cheekbones
گونههای تیز
chiseled cheekbones
گونههای تراشیده
soft cheekbones
گونههای نرم
beautiful cheekbones
گونههای زیبا
natural cheekbones
گونههای طبیعی
elevated cheekbones
گونههای بالا رفته
she has prominent cheekbones that enhance her beauty.
گونههای برجسته او که زیباییاش را افزایش میدهد.
he admires her sharp cheekbones in the photograph.
او گونههای برجسته و تیز او را در عکس تحسین میکند.
makeup can accentuate your cheekbones beautifully.
آرایش میتواند به زیبایی گونههای شما را برجسته کند.
her cheekbones give her a striking appearance.
گونههای او به او ظاهری جذاب میدهد.
he often highlights his cheekbones with contouring.
او اغلب با استفاده از کانتورینگ، گونههای خود را برجسته میکند.
she was complimented on her high cheekbones.
او به خاطر گونههای برجسته اش مورد تعریف قرار گرفت.
cheekbones can define the structure of your face.
گونهها میتوانند ساختار صورت شما را تعریف کنند.
many models are known for their chiseled cheekbones.
بسیاری از مدلها به خاطر گونههای برجستهشان شناخته میشوند.
her cheekbones are the envy of many.
گونههای او مورد حسادت بسیاری قرار میگیرد.
he has a unique look with his pronounced cheekbones.
او با گونههای برجستهاش ظاهری منحصر به فرد دارد.
high cheekbones
گونههای برجسته
defined cheekbones
گونههای مشخص
prominent cheekbones
گونههای جلوهدار
angular cheekbones
گونههای زاویهدار
sharp cheekbones
گونههای تیز
chiseled cheekbones
گونههای تراشیده
soft cheekbones
گونههای نرم
beautiful cheekbones
گونههای زیبا
natural cheekbones
گونههای طبیعی
elevated cheekbones
گونههای بالا رفته
she has prominent cheekbones that enhance her beauty.
گونههای برجسته او که زیباییاش را افزایش میدهد.
he admires her sharp cheekbones in the photograph.
او گونههای برجسته و تیز او را در عکس تحسین میکند.
makeup can accentuate your cheekbones beautifully.
آرایش میتواند به زیبایی گونههای شما را برجسته کند.
her cheekbones give her a striking appearance.
گونههای او به او ظاهری جذاب میدهد.
he often highlights his cheekbones with contouring.
او اغلب با استفاده از کانتورینگ، گونههای خود را برجسته میکند.
she was complimented on her high cheekbones.
او به خاطر گونههای برجسته اش مورد تعریف قرار گرفت.
cheekbones can define the structure of your face.
گونهها میتوانند ساختار صورت شما را تعریف کنند.
many models are known for their chiseled cheekbones.
بسیاری از مدلها به خاطر گونههای برجستهشان شناخته میشوند.
her cheekbones are the envy of many.
گونههای او مورد حسادت بسیاری قرار میگیرد.
he has a unique look with his pronounced cheekbones.
او با گونههای برجستهاش ظاهری منحصر به فرد دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید