cheekbones

[ایالات متحده]/tʃiːkboʊnz/
[بریتانیا]/cheekbōnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استخوان‌های برجسته صورت که نمای ناحیه گونه را تشکیل می‌دهند.

عبارات و ترکیب‌ها

high cheekbones

گونه‌های برجسته

defined cheekbones

گونه‌های مشخص

prominent cheekbones

گونه‌های جلوه‌دار

angular cheekbones

گونه‌های زاویه‌دار

sharp cheekbones

گونه‌های تیز

chiseled cheekbones

گونه‌های تراشیده

soft cheekbones

گونه‌های نرم

beautiful cheekbones

گونه‌های زیبا

natural cheekbones

گونه‌های طبیعی

elevated cheekbones

گونه‌های بالا رفته

جملات نمونه

she has prominent cheekbones that enhance her beauty.

گونه‌های برجسته او که زیبایی‌اش را افزایش می‌دهد.

he admires her sharp cheekbones in the photograph.

او گونه‌های برجسته و تیز او را در عکس تحسین می‌کند.

makeup can accentuate your cheekbones beautifully.

آرایش می‌تواند به زیبایی گونه‌های شما را برجسته کند.

her cheekbones give her a striking appearance.

گونه‌های او به او ظاهری جذاب می‌دهد.

he often highlights his cheekbones with contouring.

او اغلب با استفاده از کانتورینگ، گونه‌های خود را برجسته می‌کند.

she was complimented on her high cheekbones.

او به خاطر گونه‌های برجسته اش مورد تعریف قرار گرفت.

cheekbones can define the structure of your face.

گونه‌ها می‌توانند ساختار صورت شما را تعریف کنند.

many models are known for their chiseled cheekbones.

بسیاری از مدل‌ها به خاطر گونه‌های برجسته‌شان شناخته می‌شوند.

her cheekbones are the envy of many.

گونه‌های او مورد حسادت بسیاری قرار می‌گیرد.

he has a unique look with his pronounced cheekbones.

او با گونه‌های برجسته‌اش ظاهری منحصر به فرد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید