Very annoying
بسیار آزاردهنده
These flies are annoying me.
این حشرات آزاردهنده من را آزار میدهند.
It is annoying that there is no hot water.
اینکه آب گرم وجود ندارد آزاردهنده است.
She seems to revel in annoying her parents.
به نظر میرسد او از آزار دادن والدینش لذت میبرد.
He swatted a fly that was annoying him.
او حشرهای را که او را آزار میداد، زد.
These annoying memos will get short shrift from the boss.
این یادداشتهای آزاردهنده از طرف رئیس مورد بیتوجهی قرار خواهند گرفت.
He takes delight in annoying me.
او از آزار دادن من لذت میبرد.
I like her, even though she can be annoying at times.
من او را دوست دارم، اگرچه گاهی اوقات میتواند آزاردهنده باشد.
I wish she would stop annoying us and push off.
امیدوارم او دست از آزار ما بردارد و برود.
It’s annoying that we can’t travel until Thursday, but the upside is that the fare’s cheaper then.
اینکه نمیتوانیم تا روز پنجشنبه سفر کنیم آزاردهنده است، اما نکته مثبت این است که بلیط آن موقع ارزانتر است.
It's annoying that the chimneys of those plants in the city eject a lot of smoke every day.
اینکه دودکشهای آن کارخانهها در شهر هر روز مقدار زیادی دود منتشر میکنند آزاردهنده است.
"The man seemed to be annoying people, so the policeman moved him on."
"آن مرد به نظر میرسید که مردم را آزار میدهد، بنابراین پلیس او را به حرکت درآورد."
It's so annoying having to drag out the sewing machine every time I want to make a dress.
داشتن این وسایل خیاطی را هر بار که میخواهم یک لباس بدوزم بیرون بکشم بسیار آزاردهنده است.
Sometimes, cars roaring through with extremly annoying songs of buffo on the audio, but these are not the worst.
گاهی اوقات، ماشینهایی با صدای خندهدار و بسیار آزاردهنده از طریق صدا عبور میکنند، اما اینها بدترین نیستند.
Chika and Miu have another annoying friend, Matsuri, who helps them in their quest to piss off viewing audiences.
چیكا و میو دوست آزاردهنده دیگری به نام ماتسوری دارند که به آنها در تلاششان برای ناراحت کردن بینندگان کمک میکند.
Very annoying
بسیار آزاردهنده
These flies are annoying me.
این حشرات آزاردهنده من را آزار میدهند.
It is annoying that there is no hot water.
اینکه آب گرم وجود ندارد آزاردهنده است.
She seems to revel in annoying her parents.
به نظر میرسد او از آزار دادن والدینش لذت میبرد.
He swatted a fly that was annoying him.
او حشرهای را که او را آزار میداد، زد.
These annoying memos will get short shrift from the boss.
این یادداشتهای آزاردهنده از طرف رئیس مورد بیتوجهی قرار خواهند گرفت.
He takes delight in annoying me.
او از آزار دادن من لذت میبرد.
I like her, even though she can be annoying at times.
من او را دوست دارم، اگرچه گاهی اوقات میتواند آزاردهنده باشد.
I wish she would stop annoying us and push off.
امیدوارم او دست از آزار ما بردارد و برود.
It’s annoying that we can’t travel until Thursday, but the upside is that the fare’s cheaper then.
اینکه نمیتوانیم تا روز پنجشنبه سفر کنیم آزاردهنده است، اما نکته مثبت این است که بلیط آن موقع ارزانتر است.
It's annoying that the chimneys of those plants in the city eject a lot of smoke every day.
اینکه دودکشهای آن کارخانهها در شهر هر روز مقدار زیادی دود منتشر میکنند آزاردهنده است.
"The man seemed to be annoying people, so the policeman moved him on."
"آن مرد به نظر میرسید که مردم را آزار میدهد، بنابراین پلیس او را به حرکت درآورد."
It's so annoying having to drag out the sewing machine every time I want to make a dress.
داشتن این وسایل خیاطی را هر بار که میخواهم یک لباس بدوزم بیرون بکشم بسیار آزاردهنده است.
Sometimes, cars roaring through with extremly annoying songs of buffo on the audio, but these are not the worst.
گاهی اوقات، ماشینهایی با صدای خندهدار و بسیار آزاردهنده از طریق صدا عبور میکنند، اما اینها بدترین نیستند.
Chika and Miu have another annoying friend, Matsuri, who helps them in their quest to piss off viewing audiences.
چیكا و میو دوست آزاردهنده دیگری به نام ماتسوری دارند که به آنها در تلاششان برای ناراحت کردن بینندگان کمک میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید