antecedes

[ایالات متحده]/ˈæn.tə.siːdz/
[بریتانیا]/anˈtɛˌsidz/

ترجمه

v. قبل از چیزی دیگر در زمان یا ترتیب آمدن یا پیشی گرفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

understanding antecedes success.

درک مقدم بر موفقیت است.

جملات نمونه

the development of new technology often antecedes social change.

توسعه فناوری‌های جدید اغلب مقدم بر تغییرات اجتماعی است.

a good understanding of history antecedes effective policy-making.

درک خوب از تاریخ مقدم بر سیاست‌گذاری مؤثر است.

the need for a solution antecedes the problem itself.

نیاز به یک راه حل مقدم بر خود مشکل است.

experience often antecedes success in any field.

تجربه اغلب مقدم بر موفقیت در هر زمینه‌ای است.

the introduction of the new policy antecedes its implementation.

معرفی سیاست جدید مقدم بر اجرای آن است.

a strong foundation in mathematics often antecedes success in science.

پایه قوی در ریاضیات اغلب مقدم بر موفقیت در علم است.

the desire for knowledge antecedes the act of learning.

تمایل به دانش مقدم بر عمل یادگیری است.

the planning stage often antecedes the construction phase.

مرحله برنامه‌ریزی اغلب مقدم بر مرحله ساخت و ساز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید