appraisals

[ایالات متحده]/əˈprɔːzəlz/
[بریتانیا]/əˈprɛzlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ارزیابی ارزش یا کیفیت چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

appraisals of performance

ارزیابی عملکرد

regular appraisals

ارزیابی‌های منظم

employee appraisals

ارزیابی عملکرد کارکنان

formal appraisals

ارزیابی‌های رسمی

property appraisals

ارزیابی املاک

appraisals for promotion

ارزیابی برای ارتقا

self-appraisals

خودارزیابی

360-degree appraisals

ارزیابی 360 درجه

appraisals of value

ارزیابی ارزش

جملات نمونه

annual appraisals are essential for employee development.

ارزیابی‌های سالانه برای توسعه کارکنان ضروری هستند.

we conduct appraisals every six months to assess performance.

ما ارزیابی‌ها را هر شش ماه یکبار برای ارزیابی عملکرد انجام می‌دهیم.

the appraisals help identify areas for improvement.

ارزیابی‌ها به شناسایی زمینه‌های قابل بهبود کمک می‌کنند.

she received positive feedback during her appraisals.

او در طول ارزیابی‌های خود بازخورد مثبتی دریافت کرد.

appraisals can motivate employees to achieve their goals.

ارزیابی‌ها می‌توانند باعث ایجاد انگیزه در کارکنان برای دستیابی به اهدافشان شوند.

management is responsible for conducting fair appraisals.

مدیریت مسئولیت انجام ارزیابی‌های منصفانه را دارد.

appraisals should be based on clear performance criteria.

ارزیابی‌ها باید بر اساس معیارهای عملکرد واضح باشد.

she was nervous about her upcoming appraisals.

او در مورد ارزیابی‌های پیش رویش عصبی بود.

regular appraisals can enhance team communication.

ارزیابی‌های منظم می‌توانند ارتباطات تیمی را بهبود بخشند.

they use appraisals to align individual goals with company objectives.

آنها از ارزیابی‌ها برای همسو کردن اهداف فردی با اهداف شرکت استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید