beholden to someone
متعهد به کسی بودن
feeling beholden
احساس تعهد
deeply beholden
به شدت متعهد
I don't like to be beholden to anybody.
من نمی خواهم به کسی بدهکار باشم.
I am greatly beholden to you for your kindness.
من به خاطر لطف شما بسیار قدردانم.
I feel beholden to help my friend in need.
من احساس می کنم که باید به کمک دوستم در مواقع ضروری کمک کنم.
She is beholden to her mentor for guiding her career.
او به راهنمای خود مدیون است که در هدایت حرفه اش به او کمک کرده است.
He is beholden to his parents for their support and sacrifices.
او به خاطر حمایت و ایثار والدینش به آنها مدیون است.
The company feels beholden to its loyal customers.
شرکت احساس می کند که به مشتریان وفادار خود مدیون است.
I am beholden to you for your kindness.
من به خاطر لطف شما بسیار قدردانم.
They are beholden to the community for their success.
آنها به خاطر موفقیت خود به جامعه مدیون هستند.
The artist is beholden to his inspiration for his creative work.
هنرمند به الهام خود برای خلق آثار خلاقانه مدیون است.
She is beholden to her team for their hard work on the project.
او به خاطر تلاش سخت تیمش در پروژه به آنها مدیون است.
The politician feels beholden to the voters for their trust.
سیاستمدار به خاطر اعتماد رای دهندگان به آنها مدیون است.
We are beholden to nature for providing us with resources.
ما به خاطر فراهم کردن منابع برای ما به طبیعت مدیون هستیم.
beholden to someone
متعهد به کسی بودن
feeling beholden
احساس تعهد
deeply beholden
به شدت متعهد
I don't like to be beholden to anybody.
من نمی خواهم به کسی بدهکار باشم.
I am greatly beholden to you for your kindness.
من به خاطر لطف شما بسیار قدردانم.
I feel beholden to help my friend in need.
من احساس می کنم که باید به کمک دوستم در مواقع ضروری کمک کنم.
She is beholden to her mentor for guiding her career.
او به راهنمای خود مدیون است که در هدایت حرفه اش به او کمک کرده است.
He is beholden to his parents for their support and sacrifices.
او به خاطر حمایت و ایثار والدینش به آنها مدیون است.
The company feels beholden to its loyal customers.
شرکت احساس می کند که به مشتریان وفادار خود مدیون است.
I am beholden to you for your kindness.
من به خاطر لطف شما بسیار قدردانم.
They are beholden to the community for their success.
آنها به خاطر موفقیت خود به جامعه مدیون هستند.
The artist is beholden to his inspiration for his creative work.
هنرمند به الهام خود برای خلق آثار خلاقانه مدیون است.
She is beholden to her team for their hard work on the project.
او به خاطر تلاش سخت تیمش در پروژه به آنها مدیون است.
The politician feels beholden to the voters for their trust.
سیاستمدار به خاطر اعتماد رای دهندگان به آنها مدیون است.
We are beholden to nature for providing us with resources.
ما به خاطر فراهم کردن منابع برای ما به طبیعت مدیون هستیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید