belittles

[ایالات متحده]/bɪˈlɪtlz/
[بریتانیا]/bəˈlɪtlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی یا چیزی را کمتر مهم، قدرتمند یا با ارزش نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

belittles someone's accomplishments

کاهش دادن دستاوردهاى شخص

belittle someone's efforts

کاهش دادن تلاش‌هاى شخص

belittles their opinions

کاهش دادن نظرات آنها

belittles the competition

کاهش دادن سطح رقابت

belittles himself/herself

کاهش دادن ارزش خود

جملات نمونه

he belittles her achievements at every opportunity.

او دستاوردهای او را به هر فرصتی کوچک می‌شمارد.

it's not right to belittle someone for their mistakes.

کم‌اهمیت جلوه دادن کسی به خاطر اشتباهاتش درست نیست.

she feels hurt when he belittles her opinions.

وقتی او نظراتش را کوچک می‌شمارد، او احساس آسیب‌دیدگی می‌کند.

he belittles the effort she puts into her work.

او تلاشی که او در کارش می‌کند را کوچک می‌شمارد.

it's unprofessional to belittle your colleagues.

کم‌اهمیت جلوه دادن همکارانتان غیرحرفه‌ای است.

she tries not to belittle her own talents.

او سعی می‌کند استعدادهای خود را کوچک نشمارد.

he often belittles the contributions of others in meetings.

او اغلب مشارکت‌های دیگران را در جلسات کوچک می‌شمارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید