billfolds

[ایالات متحده]/ˈbɪlfəʊdz/
[بریتانیا]/ˈbɪlˌfōlz/

ترجمه

n. کیف پول؛ یک محفظه کوچک برای حمل پول و کارت‌های اعتباری

جملات نمونه

he always carries two billfolds for extra cash.

او همیشه دو کیف پول برای پول اضافی همراه دارد.

she found her old billfold in the back of the drawer.

او کیف پول قدیمی خود را در پشت کشو پیدا کرد.

billfolds can be made from various materials.

کیف پول ها را می توان از مواد مختلف تهیه کرد.

he prefers slim billfolds that fit easily in his pocket.

او کیف پول های باریک را ترجیح می دهد که به راحتی در جیب او جا شوند.

she lost her billfold during the trip.

او کیف پول خود را در طول سفر گم کرد.

many people use billfolds to organize their cards.

بسیاری از مردم از کیف پول برای سازماندهی کارت های خود استفاده می کنند.

he opened his billfold to pay for the dinner.

او کیف پول خود را باز کرد تا برای شام پرداخت کند.

custom billfolds make great gifts for special occasions.

کیف پول های سفارشی هدیه های خوبی برای مناسبت های خاص هستند.

her billfold was filled with receipts and business cards.

کیف پول او پر از رسیدها و کارت های تجاری بود.

he decided to buy a new billfold after his broke.

او تصمیم گرفت بعد از خراب شدن کیف پولش یک کیف پول جدید بخرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید