brunette

[ایالات متحده]/bruː'net/
[بریتانیا]/bru'nɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی با موی قهوه‌ای تیره
adj. تیره‌رنگ.
Word Forms
جمعbrunettes

عبارات و ترکیب‌ها

Brunette hair

موهای قهوه‌ای

جملات نمونه

She stared at the brunette.

او به دختر با موهای قهوه‌ای خیره شد.

Home to the Brunettes, the Nudie Suits, the Reduction Agents, Voom, Shugo Tokumaru, and more!

محل زندگی گروه Brunettes، Nudie Suits، Reduction Agents، Voom، Shugo Tokumaru و موارد دیگر!

She is a beautiful brunette.

او یک دختر با موهای قهوه‌ای زیباست.

The brunette actress received an award for her performance.

بازیگر زن با موهای قهوه‌ای جایزه ای برای بازیگری دریافت کرد.

He prefers dating brunettes over blondes.

او ترجیح می دهد با دختران با موهای قهوه‌ای قرار ملاقات بگیرد تا دختران با موهای بلوند.

The brunette model walked the runway with confidence.

مدل با موهای قهوه‌ای با اعتماد به نفس در نمایشگاه راه رفت.

She dyed her hair brunette for the movie role.

او موهایش را برای نقش فیلم به قهوه ای رنگ کرد.

The brunette singer has a soulful voice.

خواننده با موهای قهوه‌ای صدایی دلنشین دارد.

Brunettes are often stereotyped as mysterious.

دختران با موهای قهوه‌ای اغلب به عنوان مرموز شناخته می شوند.

The brunette woman wore a red dress to the party.

زن با موهای قهوه‌ای لباس قرمز به مهمانی پوشید.

He described his ideal partner as a brunette with a great sense of humor.

او شریک ایده آل خود را به عنوان یک دختر با موهای قهوه‌ای با حس شوخ طبعی عالی توصیف کرد.

The brunette student excelled in both academics and sports.

دانش آموز با موهای قهوه‌ای هم در تحصیل و هم در ورزش موفق بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید