buoyant

[ایالات متحده]/ˈbɔɪənt/
[بریتانیا]/ˈbɔɪənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابلیت شناور بودن؛ خوش‌دل؛ افزایش در قدرت یا ارزش.

عبارات و ترکیب‌ها

buoyant force

نیروی شناوری

جملات نمونه

in a buoyant mood.

در حال و هوای شاد

a buoyant balloon; buoyant spirits.

بادکنک شناور؛ روحیه های سرزنده.

Cork is a very buoyant material.

چوب پنبه یک ماده بسیار شناور است.

a buoyant stock market

بازار سهام پر رونق

A boat must be made of buoyant material.

یک قایق باید از مواد شناور ساخته شود.

the conference ended with the party in a buoyant mood.

کنفرانس با مهمانی در حال و هوای شاد به پایان رسید.

an Impressionist painting that is a vast cloudscape of buoyant, floating forms.

یک نقاشی امپرسیونیستی که یک منظره ابری وسیع با فرم های شناور و شناور است.

It takes a very buoyant personality to cope with constant rejection.

برای مقابله با طرد مداوم به یک شخصیت بسیار شاد نیاز است.

We were in a buoyant mood after winning our match.

ما بعد از بردن مسابقه خود در حال و هوای شاد بودیم.

thin, resilient copper); it also suggests a buoyant capacity to revive, as from depression (

مس (نازک، انعطاف پذیر); همچنین نشان دهنده ظرفیت شناور برای بازیابی، مانند افسردگی (

the Scottish champions were buoyant after they disposed of English champions Leeds.

قهرمانان اسکاتلندی پس از کنار گذاشتن قهرمانان انگلیسی لیدز، شاد بودند.

"The likable no-brainer is half buoyant goof, half groaner, and all Chow.\"

"این ایده ساده و دوست داشتنی، نیمی از یک احمقانه شناور، نیمی از یک ناله کننده و همه چو است."

Cololabis saira stick-held net is a kind of buoyant lift-nets, catching fish by attracting lamps.

تور نگهدارنده چوب Cololabis saira نوعی تور شناور است که با جذب مشعل ها ماهیگیری می کند.

He was as light and buoyant as swansdown, prey to any breeze that might carry him away, might waft him up to that golden gleam.

او به سبک و سبکی پودر حناء، طعمه هر نسیمی که ممکن بود او را با خود ببرد، ممکن بود او را به آن درخشندگی طلایی ببرد.

Using small road wheel on the tracklayer could increase both the buoyant force and inner space of vehicle.

استفاده از چرخ جاده کوچک در لایه ریل می تواند هم نیروی شناور و هم فضای داخلی وسیله نقلیه را افزایش دهد.

Similarly, fenofibrate and the combination (but not simvastatin) significantly increased the percentage of buoyant LDL cholesterol constituting total LDL cholesterol.

به طور مشابه، فنوفیبرات و ترکیب (اما نه سیمواستاتین) به طور قابل توجهی درصد کلسترول LDL شناور را که از کلسترول LDL تشکیل شده است، افزایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید