butterfly

[ایالات متحده]/ˈbʌtəflaɪ/
[بریتانیا]/ˈbʌtərflaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حشره‌ای پرنده با بال‌های رنگارنگ و بدنی باریک، کسی که به طور بی‌خیال یا شاداب پرسه می‌زند.
Word Forms
جمعbutterflies
شکل سوم شخص مفردbutterflies
صفت یا فعل حال استمراریbutterflying
قسمت سوم فعلbutterflied
زمان گذشتهbutterflied

عبارات و ترکیب‌ها

beautiful butterfly

پاپتی زیبا

butterfly wings

بال‌های پروانه‌ای

colorful butterfly

پروانه رنگارنگ

butterfly garden

باغ پروانه‌ها

butterfly species

گونه‌های پروانه

butterfly valve

شیر آبهای پروانه‌ای

butterfly effect

اثر پروانه‌ای

social butterfly

فرد اجتماعی

set a butterfly

تنظیم یک پروانه

butterfly stroke

ضربه‌ی پروانه‌ای

monarch butterfly

پروانه سلطنتی

جملات نمونه

a butterfly knife; a butterfly hinge.

چاقوی پروانه‌ای؛ لولای پروانه‌ای

a butterfly with mealy wings

یک پروانه با بال‌های آردی

The butterfly is an example of symmetry.

پروانه نمونه‌ای از تقارن است.

the faint beat of a butterfly's wing.

ضربات ضعیف بال یک پروانه.

the butterfly was one of the many manifestations of the Goddess.

پروانه یکی از تجلی‌های متعدد الهه بود.

The butterfly quivers its wings.

پروانه بال‌های خود را می‌لرزاند.

The butterfly fluttered into the room.

پروانه به داخل اتاق پرواز کرد.

The butterfly is a kind of water sport.

پروانه نوعی ورزش آبی است.

A larva metamorphose into a chrysalis and then into a butterfly.

یک لارو به شفیره تبدیل می‌شود و سپس به یک پروانه.

The butterfly emerged from the pupa.

پروانه از شفیره بیرون آمد.

Swallowtail Butterfly Papilio machaon (L., 1758).

پروانه دوتنه ای Papilio machaon (L., 1758).

a couple of butterflies fluttered around the garden.

چند پروانه در اطراف باغ پرواز کردند.

an enormous butterfly pinned by a heartless collector.

یک پروانه بزرگ که توسط یک جمع کننده بی‌احساس به دام افتاده است.

Effects are disproportional to causes -- the butterfly effect.

اثرات با علل نامتناسب هستند -- اثر پروانه‌ای.

A butterfly is produced by metamorphosis from a caterpillar.

پروانه از طریق تغییر شکل از حشره نقاد تولید می‌شود.

To spare no effort on the job would be to break a butterfly on the wheel.

عدم صرف تلاش در انجام کار به معنای شکستن پروانه بر چرخ است.

نمونه‌های واقعی

That those of you are familiar with butterfly effect how a butterfly flapping its wings.

اینکه شما با اثر پروانه‌ای آشنا هستید، چطور یک پروانه بال خود را می‌تپاند.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

Wow! Can he teach me the butterfly and the backstroke?

وای! آیا می‌تواند به من شنای پروانه و شنای کرال را آموزش دهد؟

منبع: Lai Shih-Hsiung's Beginner American English (Volume 1)

I had a seamstress sew some butterflies on it.

من از یک خیاط خواستم تا چند پروانه روی آن بدوزد.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

Next, I am going to add a butterfly.

بعد، می‌خواهم یک پروانه اضافه کنم.

منبع: Blue little koala

No.You know, it is exhaustingbeing a butterfly.

نه. می‌دانید، بودن یک پروانه خسته‌کننده است.

منبع: Ugly Betty Season 1

" Butterfly. Windshield wipers. Half a butterfly, " Wade said simply.

«پروانه. برف‌پاک‌کن. نصف یک پروانه،» وید به سادگی گفت.

منبع: Crazy Element City

I've noteced that there are more butterflies this year.

من متوجه شده‌ام که امسال پروانه‌های بیشتری وجود دارد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

Dacia, you're a butterfly with the sting of a wasp.

داچیا، شما یک پروانه‌ای با نیش زنبور عسل هستید.

منبع: American Horror Story: Season 2

Stapleton had caught the butterfly, and was walking bath to us.

استیپلتون پروانه را گرفته بود و به سمت ما می‌رفت.

منبع: The Hound of the Baskervilles

The city holds a parade to celebrate the butterflies every October.

شهر هر ساله در ماه اکتبر برای بزرگداشت پروانه‌ها رژه می‌گیرد.

منبع: VOA Special November 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید