bystanders

[ایالات متحده]/baɪstændərz/
[بریتانیا]/bai-stæn-dər-z/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در یک رویداد یا حادثه حاضر هستند اما به طور مستقیم در آن درگیر نیستند.

عبارات و ترکیب‌ها

bystanders witness

شاهدان حاضر هستند

bystanders intervene

شاهدان مداخله می‌کنند

bystanders gather

شاهدان جمع می‌شوند

bystanders react

شاهدان واکنش نشان می‌دهند

bystanders observe

شاهدان مشاهده می‌کنند

bystanders assist

شاهدان کمک می‌کنند

bystanders record

شاهدان ضبط می‌کنند

bystanders report

شاهدان گزارش می‌دهند

bystanders help

شاهدان کمک می‌کنند

bystanders flee

شاهدان فرار می‌کنند

جملات نمونه

the bystanders watched in shock as the accident unfolded.

تماشاگران با حیرت و شوک شاهد باز شدن حادثه بودند.

bystanders rushed to help the injured after the crash.

تماشاگران برای کمک به مجروحان پس از برخورد عجله کردند.

the bystanders were asked to provide statements to the police.

از تماشاگران خواسته شد تا اظهارات خود را به پلیس ارائه دهند.

many bystanders recorded the event on their phones.

بسیاری از تماشاگران این رویداد را با تلفن های خود ضبط کردند.

some bystanders intervened to stop the fight.

برخی از تماشاگران برای متوقف کردن درگیری مداخله کردند.

the bystanders were moved by the act of kindness.

تماشاگران تحت تأثیر این عمل مهربانی قرار گرفتند.

authorities thanked the bystanders for their assistance.

مقامات از تماشاگران به خاطر کمک هایشان تشکر کردند.

in emergencies, bystanders can play a crucial role.

در شرایط اضطراری، تماشاگران می توانند نقش مهمی ایفا کنند.

some bystanders took pictures while others called for help.

برخی از تماشاگران عکس گرفتند در حالی که برخی دیگر برای کمک درخواست کردند.

the bystanders expressed their concerns about safety.

تماشاگران نگرانی های خود را در مورد ایمنی ابراز کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید