casings

[ایالات متحده]/ˈkeɪsɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkeɪzɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش‌های حفاظتی برای اشیایی مانند اسلحه‌ها یا سیم‌های الکتریکی؛ پوشش بیرونی چیزی، به‌ویژه غذا

عبارات و ترکیب‌ها

sausage casings

غلاف‌های سوسیس

casing materials

مواد اولیه محفظه

casing options

گزینه‌های محفظه

casing types

انواع محفظه

casing sizes

اندازه‌های محفظه

casing design

طراحی محفظه

casing systems

سیستم‌های محفظه

casing solutions

راه حل های محفظه

casing components

اجزای محفظه

casing structures

ساختارهای محفظه

جملات نمونه

the casings of the sausages need to be tightly packed.

بدنه سوسیس‌ها باید به خوبی بسته بندی شده باشد.

we should inspect the casings for any defects before use.

ما باید بدنه را قبل از استفاده از نظر هرگونه نقص بررسی کنیم.

different types of casings are used for various sausage recipes.

انواع مختلف بدنه برای دستور العمل های مختلف سوسیس استفاده می شود.

natural casings are often preferred for their flavor.

بدنه های طبیعی اغلب به دلیل طعمشان ترجیح داده می شوند.

he carefully removed the casings from the hot dogs.

او با دقت بدنه ها را از هات داگ ها جدا کرد.

some casings are made from collagen for added strength.

برخی از بدنه ها از کلاژن برای افزایش استحکام ساخته می شوند.

she learned how to stuff the casings properly.

او یاد گرفت که چگونه به درستی بدنه ها را پر کند.

casings can be edible or inedible, depending on the type.

بدنه ها می توانند قابل خوردن یا غیرقابل خوردن باشند، بسته به نوع.

they sell casings in various sizes at the butcher shop.

آنها بدنه ها را در اندازه های مختلف در مغازه قصابی می فروشند.

proper handling of casings is crucial for food safety.

مدیریت مناسب بدنه ها برای ایمنی غذا بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید