the chosen one
انتخاب شده
chosen path
مسیر انتخاب شده
a chosen career path.
مسیر شغلی انتخابی
She was chosen to moderate the convention.
او برای ریاست جلسه انتخاب شد.
This is a chance that I will be chosen for the team.
این شانسی است که من برای تیم انتخاب شوم.
the law — his chosen profession.
قانون - شغل انتخابی او.
the city chosen as host for the Olympic games.
شهری که به عنوان میزبان بازیهای المپیک انتخاب شد.
his chosen profession of teaching.
شغل انتخابی او آموزش.
the last to be chosen; on every page but the last.
آخرین نفر برای انتخاب؛ در هر صفحه ای به جز آخرین.
She was chosen in his place.
او به جای او انتخاب شد.
I've chosen them because of the colours.
من آنها را به دلیل رنگ ها انتخاب کردم.
She was chosen by common consent to speak for the group.
او با توافق عمومی برای صحبت کردن از طرف گروه انتخاب شد.
He shows complete mastery of his chosen subject.
او تسلط کامل بر موضوع انتخابی خود نشان می دهد.
I was chosen, along with twelve other artists.
من در کنار دوازده هنرمند دیگر انتخاب شدم.
phone us to check the availability of your chosen holiday.
برای بررسی در دسترس بودن تعطیلات انتخابی خود با ما تماس بگیرید.
she knew the gift had been chosen in all innocence.
او می دانست که این هدیه با تمام معصومیت انتخاب شده است.
candidates who were chosen as to ability.
کاندیداهایی که بر اساس توانایی انتخاب شدند.
She was chosen in preference to her sister.
او به جای خواهرش انتخاب شد.
Have you chosen what you want for your birthday?
آیا انتخاب کرده اید چه می خواهید برای تولدتان؟
That's the name he has chosen for his new novel.
این نامی است که او برای رمان جدیدش انتخاب کرده است.
the chosen one
انتخاب شده
chosen path
مسیر انتخاب شده
a chosen career path.
مسیر شغلی انتخابی
She was chosen to moderate the convention.
او برای ریاست جلسه انتخاب شد.
This is a chance that I will be chosen for the team.
این شانسی است که من برای تیم انتخاب شوم.
the law — his chosen profession.
قانون - شغل انتخابی او.
the city chosen as host for the Olympic games.
شهری که به عنوان میزبان بازیهای المپیک انتخاب شد.
his chosen profession of teaching.
شغل انتخابی او آموزش.
the last to be chosen; on every page but the last.
آخرین نفر برای انتخاب؛ در هر صفحه ای به جز آخرین.
She was chosen in his place.
او به جای او انتخاب شد.
I've chosen them because of the colours.
من آنها را به دلیل رنگ ها انتخاب کردم.
She was chosen by common consent to speak for the group.
او با توافق عمومی برای صحبت کردن از طرف گروه انتخاب شد.
He shows complete mastery of his chosen subject.
او تسلط کامل بر موضوع انتخابی خود نشان می دهد.
I was chosen, along with twelve other artists.
من در کنار دوازده هنرمند دیگر انتخاب شدم.
phone us to check the availability of your chosen holiday.
برای بررسی در دسترس بودن تعطیلات انتخابی خود با ما تماس بگیرید.
she knew the gift had been chosen in all innocence.
او می دانست که این هدیه با تمام معصومیت انتخاب شده است.
candidates who were chosen as to ability.
کاندیداهایی که بر اساس توانایی انتخاب شدند.
She was chosen in preference to her sister.
او به جای خواهرش انتخاب شد.
Have you chosen what you want for your birthday?
آیا انتخاب کرده اید چه می خواهید برای تولدتان؟
That's the name he has chosen for his new novel.
این نامی است که او برای رمان جدیدش انتخاب کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید