chosens one
انتخاب شده یک
chosens path
مسیر انتخاب شده
chosens few
چند انتخاب شده
chosens team
تیم انتخاب شده
chosens option
گزینه انتخاب شده
chosens moment
لحظه انتخاب شده
chosens way
راه انتخاب شده
chosens group
گروه انتخاب شده
chosens place
محل انتخاب شده
chosens choice
انتخاب شده
the chosen path is often the hardest one.
گاهی مسیر انتخابی سختترین مسیر است.
she has always felt that she was among the chosen few.
او همیشه احساس کرده که در میان منتخبین قرار دارد.
he believes that their chosen strategy will lead to success.
او معتقد است که استراتژی انتخابی آنها منجر به موفقیت خواهد شد.
in life, we must embrace the chosen challenges.
در زندگی، ما باید چالشهای انتخابی را بپذیریم.
the chosen course of action requires careful planning.
مسیر انتخابی عمل نیازمند برنامه ریزی دقیق است.
they are proud of their chosen profession.
آنها به شغل انتخابی خود افتخار می کنند.
our chosen destination is known for its beauty.
مقصد انتخابی ما به دلیل زیبایی آن مشهور است.
he was among the chosen leaders of the organization.
او در میان رهبران انتخابی سازمان بود.
she wore the chosen dress for the special occasion.
او لباس انتخابی را برای مناسبت خاص پوشید.
they often reflect on their chosen lifestyle.
آنها اغلب به سبک زندگی انتخابی خود فکر می کنند.
chosens one
انتخاب شده یک
chosens path
مسیر انتخاب شده
chosens few
چند انتخاب شده
chosens team
تیم انتخاب شده
chosens option
گزینه انتخاب شده
chosens moment
لحظه انتخاب شده
chosens way
راه انتخاب شده
chosens group
گروه انتخاب شده
chosens place
محل انتخاب شده
chosens choice
انتخاب شده
the chosen path is often the hardest one.
گاهی مسیر انتخابی سختترین مسیر است.
she has always felt that she was among the chosen few.
او همیشه احساس کرده که در میان منتخبین قرار دارد.
he believes that their chosen strategy will lead to success.
او معتقد است که استراتژی انتخابی آنها منجر به موفقیت خواهد شد.
in life, we must embrace the chosen challenges.
در زندگی، ما باید چالشهای انتخابی را بپذیریم.
the chosen course of action requires careful planning.
مسیر انتخابی عمل نیازمند برنامه ریزی دقیق است.
they are proud of their chosen profession.
آنها به شغل انتخابی خود افتخار می کنند.
our chosen destination is known for its beauty.
مقصد انتخابی ما به دلیل زیبایی آن مشهور است.
he was among the chosen leaders of the organization.
او در میان رهبران انتخابی سازمان بود.
she wore the chosen dress for the special occasion.
او لباس انتخابی را برای مناسبت خاص پوشید.
they often reflect on their chosen lifestyle.
آنها اغلب به سبک زندگی انتخابی خود فکر می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید