chosens

[ایالات متحده]/ˈtʃəʊzənz/
[بریتانیا]/ˈtʃoʊzənz/

ترجمه

vt. گذشته مشارکت از choose
adj. انتخاب شده، برگزیده

عبارات و ترکیب‌ها

chosens one

انتخاب شده یک

chosens path

مسیر انتخاب شده

chosens few

چند انتخاب شده

chosens team

تیم انتخاب شده

chosens option

گزینه انتخاب شده

chosens moment

لحظه انتخاب شده

chosens way

راه انتخاب شده

chosens group

گروه انتخاب شده

chosens place

محل انتخاب شده

chosens choice

انتخاب شده

جملات نمونه

the chosen path is often the hardest one.

گاهی مسیر انتخابی سخت‌ترین مسیر است.

she has always felt that she was among the chosen few.

او همیشه احساس کرده که در میان منتخبین قرار دارد.

he believes that their chosen strategy will lead to success.

او معتقد است که استراتژی انتخابی آنها منجر به موفقیت خواهد شد.

in life, we must embrace the chosen challenges.

در زندگی، ما باید چالش‌های انتخابی را بپذیریم.

the chosen course of action requires careful planning.

مسیر انتخابی عمل نیازمند برنامه ریزی دقیق است.

they are proud of their chosen profession.

آنها به شغل انتخابی خود افتخار می کنند.

our chosen destination is known for its beauty.

مقصد انتخابی ما به دلیل زیبایی آن مشهور است.

he was among the chosen leaders of the organization.

او در میان رهبران انتخابی سازمان بود.

she wore the chosen dress for the special occasion.

او لباس انتخابی را برای مناسبت خاص پوشید.

they often reflect on their chosen lifestyle.

آنها اغلب به سبک زندگی انتخابی خود فکر می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید