| جمع | cocktails |
cocktail party
جشن کوکتل
cocktail glass
لیوان کوکتل
cocktail dress
لباس کوکتل
fruit cocktail
کوکتل میوه
cocktail lounge
بار کوکتل
cocktail bar
بار کوکتل
cocktail shaker
شیکر کوکتل
a cocktail glass; a cocktail party.
یک لیوان کوکتل؛ مهمانی کوکتل.
an allergy to cocktail parties.
آلرژی به مهمانیهای کوکتل
a lethal cocktail of drink and pills.
یک کوکتل کشنده از نوشیدنی و قرص.
get me a cocktail, my man.
یه کوکتل برام بگیر، مرد.
the cocktail is a putrid pink colour.
رنگ کوکتل یک صورتی بدبو است.
laid on cocktails for 50 at the last minute.
در دقیقه آخر کوکتل برای 50 نفر فراهم کرد.
fruit cocktail; shrimp cocktail.
کوکتل میوه؛ کوکتل میگو.
Come for cocktail and buffet next Sunday.
یکشنبه آینده برای کوکتل و بوفه بیا.
found cocktail parties distasteful.
مهمانیهای کوکتل را ناخوشایند یافت.
the relaxed ambience of the cocktail lounge is popular with guests.
فضای آرام و دلپذیر بار کوکتل برای مهمانان محبوب است.
capers are often used to garnish cocktail savouries.
کاپرهای اغلب برای تزیین غذاهای کوکتل استفاده می شوند.
the fruit cocktail trifle is on offer at 99p.
کوکتل میوه با قیمت 99 پنس عرضه میشود.
liked to unwind with a cocktail before dinner.
دوست داشت قبل از شام با کوکتل استراحت کند.
Her cocktail glass was frosted with sugar.
لیوان کوکتل او با شکر پوشیده شده بود.
financial pressure plus isolation can be a deadly cocktail for some people.
فشار مالی به همراه انزوا میتواند برای برخی افراد یک ترکیب کشنده باشد.
cocktail party
جشن کوکتل
cocktail glass
لیوان کوکتل
cocktail dress
لباس کوکتل
fruit cocktail
کوکتل میوه
cocktail lounge
بار کوکتل
cocktail bar
بار کوکتل
cocktail shaker
شیکر کوکتل
a cocktail glass; a cocktail party.
یک لیوان کوکتل؛ مهمانی کوکتل.
an allergy to cocktail parties.
آلرژی به مهمانیهای کوکتل
a lethal cocktail of drink and pills.
یک کوکتل کشنده از نوشیدنی و قرص.
get me a cocktail, my man.
یه کوکتل برام بگیر، مرد.
the cocktail is a putrid pink colour.
رنگ کوکتل یک صورتی بدبو است.
laid on cocktails for 50 at the last minute.
در دقیقه آخر کوکتل برای 50 نفر فراهم کرد.
fruit cocktail; shrimp cocktail.
کوکتل میوه؛ کوکتل میگو.
Come for cocktail and buffet next Sunday.
یکشنبه آینده برای کوکتل و بوفه بیا.
found cocktail parties distasteful.
مهمانیهای کوکتل را ناخوشایند یافت.
the relaxed ambience of the cocktail lounge is popular with guests.
فضای آرام و دلپذیر بار کوکتل برای مهمانان محبوب است.
capers are often used to garnish cocktail savouries.
کاپرهای اغلب برای تزیین غذاهای کوکتل استفاده می شوند.
the fruit cocktail trifle is on offer at 99p.
کوکتل میوه با قیمت 99 پنس عرضه میشود.
liked to unwind with a cocktail before dinner.
دوست داشت قبل از شام با کوکتل استراحت کند.
Her cocktail glass was frosted with sugar.
لیوان کوکتل او با شکر پوشیده شده بود.
financial pressure plus isolation can be a deadly cocktail for some people.
فشار مالی به همراه انزوا میتواند برای برخی افراد یک ترکیب کشنده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید