disheartenment

[ایالات متحده]/dɪsˈhɑːtənmənt/
[بریتانیا]/dɪsˈhɑrtənmənt/

ترجمه

n. حالت ناامیدی؛ از دست دادن اعتماد به نفس یا اشتیاق
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deep disheartenment

ناامیدی عمیق

sense of disheartenment

حس ناامیدی

overwhelming disheartenment

ناامیدی طاقت‌فرسا

feeling of disheartenment

احساس ناامیدی

disheartenment sets in

ناامیدی شروع می‌شود

disheartenment and despair

ناامیدی و یأس

disheartenment follows

ناامیدی دنبال می‌شود

disheartenment grows

ناامیدی رشد می‌کند

disheartenment lingers

ناامیدی طول می‌کشد

disheartenment prevails

ناامیدی غلبه می‌کند

جملات نمونه

his disheartenment was evident after the team lost the game.

ناامیدی او پس از باخت تیم آشکار بود.

she tried to overcome her disheartenment by focusing on her goals.

او سعی کرد با تمرکز بر اهداف خود، بر ناامیدی خود غلبه کند.

the disheartenment he felt was a result of constant failures.

ناامیدی که او احساس می‌کرد نتیجه شکست‌های پی‌درپی بود.

disheartenment can often lead to a lack of motivation.

ناامیدی اغلب می‌تواند منجر به کمبود انگیزه شود.

she spoke about her disheartenment during the difficult times.

او در دوران سخت درباره ناامیدی خود صحبت کرد.

his disheartenment was alleviated by the support of his friends.

حمایت دوستانش، ناامیدی او را کاهش داد.

they recognized the disheartenment in their colleague's eyes.

آنها ناامیدی را در چشمان همکارشان تشخیص دادند.

overcoming disheartenment requires resilience and determination.

غلبه بر ناامیدی به انعطاف‌پذیری و اراده نیاز دارد.

the disheartenment she experienced made her stronger in the end.

ناامیدی که تجربه کرد باعث شد در نهایت قوی‌تر شود.

he wrote about his disheartenment in his journal.

او درباره ناامیدی خود در دفترچه یادداشت‌هایش نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید