examinations

[ایالات متحده]/ɪɡˌzæmɪˈneɪʃənz/
[بریتانیا]/ɪɡˌzæməˈneɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع "examination"; آزمایش‌ها یا ارزیابی‌های رسمی

عبارات و ترکیب‌ها

final examinations

آزمون‌های نهایی

entrance examinations

آزمون‌های ورودی

standardized examinations

آزمون‌های استاندارد شده

medical examinations

آزمایشات پزشکی

mock examinations

آزمون‌های آزمایشی

oral examinations

آزمون‌های شفاهی

written examinations

آزمون‌های کتبی

national examinations

آزمون‌های ملی

qualifying examinations

آزمون‌های پذیرش

جملات نمونه

students often feel stressed about their examinations.

دانشجویان اغلب در مورد امتحانات خود احساس استرس می‌کنند.

she studied late into the night for her final examinations.

او تا دیروقت شب برای امتحانات نهایی خود مطالعه کرد.

examinations are a crucial part of the academic process.

امتحانات بخش مهمی از فرآیند دانشگاهی هستند.

many students prepare for their examinations with study groups.

بسیاری از دانش آموزان برای امتحانات خود با گروه های مطالعه آماده می شوند.

examinations can determine a student's future opportunities.

امتحانات می توانند فرصت های آینده یک دانش آموز را تعیین کنند.

teachers often provide guidance before the examinations.

معلمان اغلب قبل از امتحانات راهنمایی ارائه می دهند.

some students prefer online examinations for convenience.

برخی از دانش آموزان به دلیل راحتی، امتحانات آنلاین را ترجیح می دهند.

examinations can be a source of anxiety for many.

امتحانات می توانند منبع اضطراب برای بسیاری باشند.

preparing for examinations requires a good study plan.

آماده شدن برای امتحانات نیاز به یک برنامه مطالعه خوب دارد.

examinations often include multiple-choice questions.

امتحانات اغلب شامل سوالات چند گزینه ای است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید