exhumes the past
بیرون میآورد گذشته
exhumes evidence
بیرون میآورد مدارک
exhumes a body
بیرون میآورد جسد
exhumes memories
بیرون میآورد خاطرات
exhumes history
بیرون میآورد تاریخ
exhumes secrets
بیرون میآورد رازها
exhumes remains
بیرون میآورد بقایا
exhumes truth
بیرون میآورد حقیقت
exhumes artifacts
بیرون میآورد آثار باستانی
exhumes stories
بیرون میآورد داستانها
the archaeologist exhumes ancient artifacts from the site.
باستانشناس آثار باستانی را از محل حفاری بیرون میآورد.
the investigation team exhumes the body for further analysis.
گروه بازرسی جسد را برای بررسی بیشتر بیرون میآورد.
he exhumes memories of his childhood during therapy.
او خاطرات دوران کودکی خود را در طول درمان بیرون میآورد.
the documentary exhumes forgotten stories from history.
فیلم مستند داستانهای فراموششده را از تاریخ بیرون میآورد.
she exhumes the truth behind the old family secrets.
او حقیقت پشت سر رازهای قدیمی خانوادگی را بیرون میآورد.
the team exhumes evidence to support their case.
گروه مدارک را برای حمایت از پرونده خود بیرون میآورد.
they plan to exhume the remains for a proper burial.
آنها قصد دارند بقایای متوفی را برای دفن مناسب بیرون بیاورند.
the film exhumes the legacy of a forgotten artist.
فیلم میراث یک هنرمند فراموششده را بیرون میآورد.
in the story, the protagonist exhumes the past to find closure.
در داستان، شخصیت اصلی گذشته را بیرون میآورد تا به آرامش برسد.
the scientist exhumes samples to study climate change.
دانشمند نمونهها را برای مطالعه تغییرات آب و هوایی بیرون میآورد.
exhumes the past
بیرون میآورد گذشته
exhumes evidence
بیرون میآورد مدارک
exhumes a body
بیرون میآورد جسد
exhumes memories
بیرون میآورد خاطرات
exhumes history
بیرون میآورد تاریخ
exhumes secrets
بیرون میآورد رازها
exhumes remains
بیرون میآورد بقایا
exhumes truth
بیرون میآورد حقیقت
exhumes artifacts
بیرون میآورد آثار باستانی
exhumes stories
بیرون میآورد داستانها
the archaeologist exhumes ancient artifacts from the site.
باستانشناس آثار باستانی را از محل حفاری بیرون میآورد.
the investigation team exhumes the body for further analysis.
گروه بازرسی جسد را برای بررسی بیشتر بیرون میآورد.
he exhumes memories of his childhood during therapy.
او خاطرات دوران کودکی خود را در طول درمان بیرون میآورد.
the documentary exhumes forgotten stories from history.
فیلم مستند داستانهای فراموششده را از تاریخ بیرون میآورد.
she exhumes the truth behind the old family secrets.
او حقیقت پشت سر رازهای قدیمی خانوادگی را بیرون میآورد.
the team exhumes evidence to support their case.
گروه مدارک را برای حمایت از پرونده خود بیرون میآورد.
they plan to exhume the remains for a proper burial.
آنها قصد دارند بقایای متوفی را برای دفن مناسب بیرون بیاورند.
the film exhumes the legacy of a forgotten artist.
فیلم میراث یک هنرمند فراموششده را بیرون میآورد.
in the story, the protagonist exhumes the past to find closure.
در داستان، شخصیت اصلی گذشته را بیرون میآورد تا به آرامش برسد.
the scientist exhumes samples to study climate change.
دانشمند نمونهها را برای مطالعه تغییرات آب و هوایی بیرون میآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید