exhumes

[ایالات متحده]/ɪɡˈzjuːmz/
[بریتانیا]/ɪɡˈjumz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از زمین درآوردن

عبارات و ترکیب‌ها

exhumes the past

بیرون می‌آورد گذشته

exhumes evidence

بیرون می‌آورد مدارک

exhumes a body

بیرون می‌آورد جسد

exhumes memories

بیرون می‌آورد خاطرات

exhumes history

بیرون می‌آورد تاریخ

exhumes secrets

بیرون می‌آورد رازها

exhumes remains

بیرون می‌آورد بقایا

exhumes truth

بیرون می‌آورد حقیقت

exhumes artifacts

بیرون می‌آورد آثار باستانی

exhumes stories

بیرون می‌آورد داستان‌ها

جملات نمونه

the archaeologist exhumes ancient artifacts from the site.

باستان‌شناس آثار باستانی را از محل حفاری بیرون می‌آورد.

the investigation team exhumes the body for further analysis.

گروه بازرسی جسد را برای بررسی بیشتر بیرون می‌آورد.

he exhumes memories of his childhood during therapy.

او خاطرات دوران کودکی خود را در طول درمان بیرون می‌آورد.

the documentary exhumes forgotten stories from history.

فیلم مستند داستان‌های فراموش‌شده را از تاریخ بیرون می‌آورد.

she exhumes the truth behind the old family secrets.

او حقیقت پشت سر رازهای قدیمی خانوادگی را بیرون می‌آورد.

the team exhumes evidence to support their case.

گروه مدارک را برای حمایت از پرونده خود بیرون می‌آورد.

they plan to exhume the remains for a proper burial.

آنها قصد دارند بقایای متوفی را برای دفن مناسب بیرون بیاورند.

the film exhumes the legacy of a forgotten artist.

فیلم میراث یک هنرمند فراموش‌شده را بیرون می‌آورد.

in the story, the protagonist exhumes the past to find closure.

در داستان، شخصیت اصلی گذشته را بیرون می‌آورد تا به آرامش برسد.

the scientist exhumes samples to study climate change.

دانشمند نمونه‌ها را برای مطالعه تغییرات آب و هوایی بیرون می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید