furbished room
اتاق مبله
furbished furniture
مبلمان مبله
furbished office
دفتر مبله
furbished space
فضای مبله
furbished equipment
تجهیزات مبله
furbished kitchen
آشپزخانه مبله
furbished area
فضای مبله
furbished home
خانه مبله
furbished building
ساختمان مبله
furbished design
طراحی مبله
the hotel has been furbished to provide a luxurious experience.
هتل به گونهای بازسازی شده است که تجربه لوکستری را ارائه دهد.
they furbished the old office to create a more modern workspace.
آنها دفتر قدیمی را بازسازی کردند تا فضای کاری مدرنتری ایجاد کنند.
after being furbished, the restaurant attracted many new customers.
پس از بازسازی، رستوران بسیاری از مشتریان جدید را جذب کرد.
the furbished apartment was ready for new tenants.
آپارتمان بازسازی شده برای مستاجران جدید آماده بود.
she furbished her wardrobe with the latest fashion trends.
او کمد لباس خود را با آخرین ترندهای مد، بازسازی کرد.
the community center was furbished to host various events.
مرکز اجتماعی بازسازی شد تا میزبان رویدادهای مختلف باشد.
he furbished his skills through continuous learning.
او مهارتهای خود را از طریق یادگیری مستمر، بازسازی کرد.
the library was furbished with new books and technology.
کتابخانه با کتابها و فناوریهای جدید، بازسازی شد.
they furbished the garden to make it more inviting.
آنها باغ را بازسازی کردند تا آن را جذابتر کنند.
the car was furbished to restore its original beauty.
ماشین برای بازگرداندن زیبایی اصلیاش، بازسازی شد.
furbished room
اتاق مبله
furbished furniture
مبلمان مبله
furbished office
دفتر مبله
furbished space
فضای مبله
furbished equipment
تجهیزات مبله
furbished kitchen
آشپزخانه مبله
furbished area
فضای مبله
furbished home
خانه مبله
furbished building
ساختمان مبله
furbished design
طراحی مبله
the hotel has been furbished to provide a luxurious experience.
هتل به گونهای بازسازی شده است که تجربه لوکستری را ارائه دهد.
they furbished the old office to create a more modern workspace.
آنها دفتر قدیمی را بازسازی کردند تا فضای کاری مدرنتری ایجاد کنند.
after being furbished, the restaurant attracted many new customers.
پس از بازسازی، رستوران بسیاری از مشتریان جدید را جذب کرد.
the furbished apartment was ready for new tenants.
آپارتمان بازسازی شده برای مستاجران جدید آماده بود.
she furbished her wardrobe with the latest fashion trends.
او کمد لباس خود را با آخرین ترندهای مد، بازسازی کرد.
the community center was furbished to host various events.
مرکز اجتماعی بازسازی شد تا میزبان رویدادهای مختلف باشد.
he furbished his skills through continuous learning.
او مهارتهای خود را از طریق یادگیری مستمر، بازسازی کرد.
the library was furbished with new books and technology.
کتابخانه با کتابها و فناوریهای جدید، بازسازی شد.
they furbished the garden to make it more inviting.
آنها باغ را بازسازی کردند تا آن را جذابتر کنند.
the car was furbished to restore its original beauty.
ماشین برای بازگرداندن زیبایی اصلیاش، بازسازی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید