furbished

[ایالات متحده]/ˈfɜːbɪʃt/
[بریتانیا]/ˈfɜrbɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بهبود یافته، صیقل داده شده، یا به روز شده

عبارات و ترکیب‌ها

furbished room

اتاق مبله

furbished furniture

مبلمان مبله

furbished office

دفتر مبله

furbished space

فضای مبله

furbished equipment

تجهیزات مبله

furbished kitchen

آشپزخانه مبله

furbished area

فضای مبله

furbished home

خانه مبله

furbished building

ساختمان مبله

furbished design

طراحی مبله

جملات نمونه

the hotel has been furbished to provide a luxurious experience.

هتل به گونه‌ای بازسازی شده است که تجربه لوکس‌تری را ارائه دهد.

they furbished the old office to create a more modern workspace.

آنها دفتر قدیمی را بازسازی کردند تا فضای کاری مدرن‌تری ایجاد کنند.

after being furbished, the restaurant attracted many new customers.

پس از بازسازی، رستوران بسیاری از مشتریان جدید را جذب کرد.

the furbished apartment was ready for new tenants.

آپارتمان بازسازی شده برای مستاجران جدید آماده بود.

she furbished her wardrobe with the latest fashion trends.

او کمد لباس خود را با آخرین ترندهای مد، بازسازی کرد.

the community center was furbished to host various events.

مرکز اجتماعی بازسازی شد تا میزبان رویدادهای مختلف باشد.

he furbished his skills through continuous learning.

او مهارت‌های خود را از طریق یادگیری مستمر، بازسازی کرد.

the library was furbished with new books and technology.

کتابخانه با کتاب‌ها و فناوری‌های جدید، بازسازی شد.

they furbished the garden to make it more inviting.

آنها باغ را بازسازی کردند تا آن را جذاب‌تر کنند.

the car was furbished to restore its original beauty.

ماشین برای بازگرداندن زیبایی اصلی‌اش، بازسازی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید