glamorize

[ایالات متحده]/'glæməraɪz/
[بریتانیا]/'glæmə'raɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. زیبا کردن؛ زینت دادن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریglamorizing
شکل سوم شخص مفردglamorizes
قسمت سوم فعلglamorized
زمان گذشتهglamorized

جملات نمونه

the lyrics glamorize drugs.

ترانه‌ها مصرف مواد مخدر را جذاب جلوه می‌دهند.

a show that glamorizes police work.

نمایشی که کار پلیس را جذاب جلوه می‌دهد.

tried to glamorize the bathroom with expensive fixtures.

سعی کرد حمام را با وسایل گران قیمت زیباتر کند.

China's Ministry of Culture has banned websites featuring or publicizing online games which glamorize mafia gangs.

وزارت فرهنگ چین وب‌سایت‌هایی را که بازی‌های آنلاین را با محوریت یا تبلیغ باندهای مافیایی نشان می‌دهند ممنوع کرده است.

Many movies glamorize the lives of celebrities.

بسیاری از فیلم‌ها زندگی مشاهیر را جذاب جلوه می‌دهند.

Fashion magazines often glamorize unrealistic body standards.

مجله‌های مد اغلب استانداردهای بدنی غیرواقعی را جذاب جلوه می‌دهند.

Some TV shows glamorize violence.

برخی از برنامه‌های تلویزیونی خشونت را جذاب جلوه می‌دهند.

Social media can glamorize a luxurious lifestyle.

شبکه‌های اجتماعی می‌توانند یک سبک زندگی لوکس را جذاب جلوه دهند.

Music videos often glamorize partying and excess.

ویدیوهای موسیقی اغلب مهمانی و اسراف را جذاب جلوه می‌دهند.

Advertising tends to glamorize certain products.

تبلیغات معمولاً تمایل دارد محصولات خاصی را جذاب جلوه دهد.

Some video games glamorize war and combat.

برخی از بازی‌های ویدیویی جنگ و مبارزه را جذاب جلوه می‌دهند.

Celebrities sometimes glamorize unhealthy habits.

مشاهیر گاهی اوقات رفتارهای ناسالم را جذاب جلوه می‌دهند.

The novel glamorizes the protagonist's adventures.

رمان ماجراهای شخصیت اصلی را جذاب جلوه می‌دهد.

Reality TV shows often glamorize drama and conflict.

برنامه‌های تلویزیونی واقعیت‌نمای اغلب درام و تعارض را جذاب جلوه می‌دهند.

نمونه‌های واقعی

It seems like famous leaders and CEOs are always glamorized about how little sleep they've got.

به نظر می‌رسد رهبران و مدیران عامل مشهور همواره در مورد میزان کم خوابی‌شان اغراق می‌کنند.

منبع: Q&A in progress.

In a capitalist country, it's not shocking that we glamorize a lifestyle of busy schedules and making deals while wearing Louboutins.

در یک کشور سرمایه‌داری، این غیرمنتظره نیست که ما یک سبک زندگی با برنامه‌های شلوغ و بستن معاملات در حالی که لوتبین می‌پوشیم را ترویج کنیم.

منبع: Workplace Self-Improvement Guide

It is said that movies and television often glamorize violence, drug use, and sexual behaviors that are inappropriate for young viewers.

گفته می‌شود که فیلم‌ها و تلویزیون اغلب خشونت، مصرف مواد مخدر و رفتارهای جنسی نامناسب برای بینندگان جوان را ترویج می‌کنند.

منبع: TOEFL Writing Sample Essay

By glamorizing the Armed Forces in this theater, the Department of Defense hopes to bolster its ranks in the military theater, while boosting moral for those already enlisted.

با ترویج نیروهای مسلح در این تئاتر، وزارت دفاع امیدوار است که رتبه‌های خود را در تئاتر نظامی تقویت کند، در حالی که روحیه کسانی که از قبل ثبت نام کرده‌اند را افزایش دهد.

منبع: CNN Listening Collection June 2014

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید