gobbler

[ایالات متحده]/ˈɡɒblə/
[بریتانیا]/ˈɡɑːblər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بوقلمون نر
Word Forms
جمعgobblers

عبارات و ترکیب‌ها

turkey gobbler

گوبلِر تركی

gobbler call

صدای گوبلِر

gobbler season

فصل گوبلِر

gobbler hunting

شکار گوبلِر

gobbler behavior

رفتار گوبلِر

gobbler trap

تله گوبلِر

gobbler wings

بال‌های گوبلِر

gobbler feathers

پر‌های گوبلِر

gobbler display

نمایش گوبلِر

gobbler nest

لانه گوبلِر

جملات نمونه

the turkey gobbler strutted around the yard.

غاز کبوتری در اطراف حیاط قدم می‌زد.

every thanksgiving, we look for the biggest gobbler.

در هر سالگرد روز شکرگزاری، ما به دنبال بزرگترین غاز کبوتری هستیم.

the gobbler made a loud noise to attract attention.

غاز کبوتری برای جلب توجه، صدای بلندی ایجاد کرد.

he dressed up as a gobbler for the school play.

او برای تئاتر مدرسه، مانند یک غاز کبوتری لباس پوشید.

the farmer raised a flock of gobblers for the market.

کشاورز گروهی از غاز کبوتری‌ها را برای بازار پرورش داد.

during the fall, gobblers are often seen in the fields.

در طول پاییز، اغلب غاز کبوتری‌ها در مزارع دیده می‌شوند.

we heard the gobbler calling from the woods.

ما صدای غاز کبوتری را از جنگل شنیدیم.

the gobbler's feathers were vibrant and colorful.

پر‌های غاز کبوتری زنده و رنگارنگ بودند.

she cooked a delicious meal with the gobbler.

او یک غذای خوشمزه با غاز کبوتری پخت.

the gobbler was the centerpiece of the dinner table.

غاز کبوتری قطب اصلی میز شام بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید