eater

[ایالات متحده]/ˈi:tə/
[بریتانیا]/'itɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی یا چیزی که غذا مصرف می‌کند؛ شخص یا حیوانی که می‌خورد.

عبارات و ترکیب‌ها

big eater

خوردن زیاد

healthy eater

خوردن سالم

picky eater

خوردن گزینشی

mindful eater

خوردن آگاهانه

جملات نمونه

a light eater; a light smoker.

یک فرد با اشتیاق کم به غذا؛ یک فرد با مصرف کم سیگار.

she had been a picky eater as a child.

او در کودکی یک فرد بسیار خاص پسند بود.

Non fish eaters always got their chips with a saveloy - batter coated sausage.

کسانی که ماهی نمیخورند همیشه سیب زمینی سرخ کرده خود را با یک ساولوی - سوسیس با پوشش خمیر سرو می کردند.

The savanna is also the home of meat-eaters—the lion, leopard, and hyena who feed on the grasseaters.

سواحل همچنین خانه گوشتخواران است - شیر، پلنگ و گورخر که از علفخواران تغذیه می کنند.

Haunt: A cenote or “low place” that has been claimed by a Sin-Eater, krewe, or other entity.

هاونت: یک سوتو یا "محل کم" که توسط یک سین-ایتر، کرو یا موجود دیگر تصرف شده است.

Hornbills, starlings, vultures, rollers, bee-eaters and shrikes typify the ubiquitous avifauna of the Kruger.

چاخره ها، استارلینگ ها، شاهین ها، غلتان ها، شهدخورها و شری ها، نمایانگر پرندگان فراگیر کرگر هستند.

Mother cried. Father held Ender tight. Peter shook his hand and said, "You lucky little pinheaded fart-eater." Valentine kissed him and left her tears on his cheek.

مادر گریه کرد. پدر اندر را محکم در آغوش گرفت. پیتر دست او را فشرد و گفت: "تو خوش شانس کوچک با مغز کوچک و خورنده." والنتین او را بوسید و اشک هایش را روی گونه اش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید