big eater
خوردن زیاد
healthy eater
خوردن سالم
picky eater
خوردن گزینشی
mindful eater
خوردن آگاهانه
a light eater; a light smoker.
یک فرد با اشتیاق کم به غذا؛ یک فرد با مصرف کم سیگار.
she had been a picky eater as a child.
او در کودکی یک فرد بسیار خاص پسند بود.
Non fish eaters always got their chips with a saveloy - batter coated sausage.
کسانی که ماهی نمیخورند همیشه سیب زمینی سرخ کرده خود را با یک ساولوی - سوسیس با پوشش خمیر سرو می کردند.
The savanna is also the home of meat-eaters—the lion, leopard, and hyena who feed on the grasseaters.
سواحل همچنین خانه گوشتخواران است - شیر، پلنگ و گورخر که از علفخواران تغذیه می کنند.
Haunt: A cenote or “low place” that has been claimed by a Sin-Eater, krewe, or other entity.
هاونت: یک سوتو یا "محل کم" که توسط یک سین-ایتر، کرو یا موجود دیگر تصرف شده است.
Hornbills, starlings, vultures, rollers, bee-eaters and shrikes typify the ubiquitous avifauna of the Kruger.
چاخره ها، استارلینگ ها، شاهین ها، غلتان ها، شهدخورها و شری ها، نمایانگر پرندگان فراگیر کرگر هستند.
Mother cried. Father held Ender tight. Peter shook his hand and said, "You lucky little pinheaded fart-eater." Valentine kissed him and left her tears on his cheek.
مادر گریه کرد. پدر اندر را محکم در آغوش گرفت. پیتر دست او را فشرد و گفت: "تو خوش شانس کوچک با مغز کوچک و خورنده." والنتین او را بوسید و اشک هایش را روی گونه اش گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید