homozygous

[ایالات متحده]/ˌhəuməu'zaiɡəs/
[بریتانیا]/ˌhomoˈzaɪɡəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

Adjective: داشتن آلل‌های یکسان برای یک ژن خاص، نژاد خالص
Noun: هموزیگوسیتی

عبارات و ترکیب‌ها

homozygous alleles

الأليلات المتماثل الزيجوتي

homozygous dominant

غالب متجانس

homozygous recessive

تراجعي متجانس

جملات نمونه

The kind of mating, using as one parent a known homozygous recessive, is called a testcross.

نوعی جفت‌گیری، با استفاده از یک والد شناخته شده هموزیگوت مغلوب، کراس آزمایشی نامیده می‌شود.

The homozygous trait was passed down from both parents.

ویژگی هموزیگوت از هر دو والد به ارث رسید.

Homozygous individuals have two identical alleles for a particular gene.

افراد هموزیگوت دارای دو آلل یکسان برای یک ژن خاص هستند.

Breeding homozygous plants can help maintain desired traits.

تکثیر گیاهان هموزیگوت می‌تواند به حفظ ویژگی‌های مطلوب کمک کند.

Homozygous mutations can lead to genetic disorders.

جهش‌های هموزیگوت می‌توانند منجر به اختلالات ژنتیکی شوند.

Identifying homozygous regions in the genome is important for genetic research.

شناسایی مناطق هموزیگوت در ژنوم برای تحقیقات ژنتیکی مهم است.

Homozygous dominant individuals express the dominant trait.

افراد هموزیگوت غالب، ویژگی غالب را بیان می‌کنند.

Homozygous recessive individuals exhibit the recessive trait.

افراد هموزیگوت مغلوب، ویژگی مغلوب را نشان می‌دهند.

Inbreeding can increase the frequency of homozygous genotypes in a population.

تک‌گامی می‌تواند فراوانی ژنوتیپ‌های هموزیگوت را در یک جمعیت افزایش دهد.

Homozygous black fur is a common trait in certain dog breeds.

پوشش سیاه هموزیگوت یک ویژگی رایج در برخی از نژادهای سگ است.

The homozygous condition can sometimes be advantageous in certain environments.

شرایط هموزیگوت گاهی اوقات می‌تواند در محیط‌های خاص مفید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید