honestly

[ایالات متحده]/'ɒnɪstlɪ/
[بریتانیا]/'ɑnɪstli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور عادلانه؛ با صداقت

عبارات و ترکیب‌ها

honestly speaking

در واقع

جملات نمونه

deal honestly with competitors.

به طور صادقانه با رقبا معامله کنید.

I honestly don't care.

من واقعاً اهمیتی نمی‌گذارم.

I honestly don't know.

من واقعاً نمی‌دانم.

honestly, that man is the absolute limit!.

راستش، آن مرد حد مطلق است!

Honestly! Look at the mess you've made.

خداوند! به آشوبی که به وجود آوردی نگاه کن.

honestly, darling, I'm not upset.

صادقانه، عزیزم، ناراحت نیستم.

Honestly! What a thing to do!

خداوند! چه کاري بود!

this does not derogate from his duty to act honestly and faithfully.

این از وظیفه او برای عمل صادقانه و با وفاداری نمی‌کاهد.

she honestly believed that she was making life easier for Jack.

او صادقانه معتقد بود که زندگی را برای جک آسان تر می کند.

"I didn't tell anyone about it, honestly I didn't."

من به کسی در مورد آن نگفتم، من صادقانه نگفتم.

He never behaves honestly, nor wisely.

او هرگز صادقانه یا به طور خردمندانه رفتار نمی کند.

I will say I honestly think, even at the risk of offending people.

باید بگویم من صادقانه فکر می کنم، حتی اگر خطر ناراحت کردن مردم وجود داشته باشد.

This is a very quick and surprisingly effective way to limit your opponent's economy and is especially effective against the turtler because they honestly won't be expecting it.

این یک راه بسیار سریع و به طرز شگفت انگیزی موثر برای محدود کردن اقتصاد حریف شماست و به ویژه در برابر لاک پشت موثر است زیرا آنها صادقانه انتظار آن را نخواهند داشت.

نمونه‌های واقعی

I think twice about going anywhere honestly.

من دو بار در مورد رفتن به هر جایی به طور صادقانه فکر می‌کنم.

منبع: VOA Video Highlights

No man can earn a million dollars honestly.

هیچ مردی نمی‌تواند به طور صادقانه یک میلیون دلار به دست آورد.

منبع: Legend of American Business Tycoons

I'm not really a desert person honestly.

من واقعاً یک آدم صحرایی نیستم، به طور صادقانه.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

Well, she does come by her wanderlust honestly.

خب، او به طور صادقانه به اشتیاق سفرش می‌رسد.

منبع: Modern Family - Season 10

I can't imagine anybody else playing this part, honestly.

من نمی‌توانم تصور کنم که هر کسی جز خودش این نقش را بازی کند، به طور صادقانه.

منبع: Idol speaks English fluently.

I think it did a pretty good job honestly.

من فکر می‌کنم که آن کار را به خوبی انجام داد، به طور صادقانه.

منبع: VOA Standard English_Americas

She is as thick as two short planks honestly.

او به اندازه دو تخته کوتاه ضخیم است، به طور صادقانه.

منبع: Leila and Sabrah's idioms English class

Ugh, fine, honestly you're so annoying.

اه، باشه، به طور صادقانه، شما خیلی آزاردهنده هستید.

منبع: Creative broadcast by YouTube star Lilly.

When you are confident, you can evaluate your own skills and self-worth honestly.

وقتی اعتماد به نفس دارید، می‌توانید به طور صادقانه مهارت‌ها و ارزش خود را ارزیابی کنید.

منبع: Tips for Men's Self-Improvement

Now it's a long step from fly after that honestly.

حالا بعد از آن یک قدم طولانی از پرواز است، به طور صادقانه.

منبع: CNN 10 Student English August 2018 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید