hybrid

[ایالات متحده]/ˈhaɪbrɪd/
[بریتانیا]/ˈhaɪbrɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخلوط؛ نژاد متقاطع؛
adj. نژاد متقاطع؛ مخلوط.
Word Forms
جمعhybrids

عبارات و ترکیب‌ها

hybrid car

خودروی هیبریدی

hybrid plant

گیاه هیبریدی

hybrid rice

برنج هیبریدی

hybrid system

سیستم هیبریدی

hybrid method

روش هیبریدی

hybrid model

مدل هیبریدی

hybrid vehicle

خودروی هیبریدی

hybrid simulation

شبیه‌سازی هیبریدی

hybrid technology

فناوری هیبریدی

hybrid network

شبکه هیبریدی

hybrid strain

نوع هیبریدی

hybrid orbital

مدار مختلط

hybrid type

نوع هیبریدی

hybrid integrated circuit

مدار مجتمع هیبریدی

hybrid vigour

اثر هیبریدی

hybrid circuit

مدار هیبریدی

جملات نمونه

a hybrid tulip; a hybrid cell.

یک لاله هیبریدی؛ یک سلول هیبریدی

a hybrid of wheat and rye.

یک ترکیب از گندم و چاودار

the final text is a hybrid of the stage play and the film.

متن نهایی ترکیبی از نمایشنامه و فیلم است.

Mexico's hybrid post-conquest culture.

فرهنگ ترکیبی پس از فتح مکزیک

a hybrid tea was crossed with a polyantha rose.

چای هیبریدی با یک گل رز پولیانتا مخلوط شد.

The hybrid from a donkey and a horse is called a mule.

هیبریدی از یک الاغ و اسب به نام مولی نامیده می شود.

The compatibility of selfpollination and crosses between cultivars in the same hybrid group or in different hybrid groups was studied in this paper.

سازگاری خود گرده افشانی و آمیزش بین ارقام در یک گروه هیبریدی یکسان یا در گروه های هیبریدی مختلف در این مقاله مورد مطالعه قرار گرفت.

Abstract: The compatibility of selfpollination and crosses between cultivars in the same hybrid group or in different hybrid groups was studied in this paper.

چکیده: سازگاری خود گرده افشانی و آمیزش بین ارقام در یک گروه هیبریدی یکسان یا در گروه های هیبریدی مختلف در این مقاله مورد مطالعه قرار گرفت.

The tree producing this fruit, a hybrid between the cherimoya and the sweetsop.

درختی که این میوه را تولید می کند، یک هیبرید بین چریمویا و سویتسوب.

A new method for predicting the motion of the hybrid monohull in regular wave is presented.

یک روش جدید برای پیش بینی حرکت مونوهال هیبریدی در موج منظم ارائه شده است.

This glycoside saxitoxin hybrid goes to work in the blood stream instantly.

این هیبرید ساگزیتوکسین گلیکوزییدی فوراً در جریان خون شروع به کار می کند.

"Cablegram" is a hybrid; half the word is Latin and half is Greek.

«کابلگرام» یک ترکیب است؛ نیمی از این کلمه لاتین و نیمی دیگر یونانی است.

In postzygotic isolating mechanisms mating occur, but the resulting hybrid organism is inviable or sterile.

در مکانیسم های جداسازی پس از زیگوت جفت گیری رخ می دهد، اما ارگانیسم هیبریدی حاصل غیرقابل تحمل یا عقیم است.

It may survive and give rise to two mononucleate hybrid cells called synkaryons.

ممکن است زنده بماند و منجر به دو سلول هیبریدی تک هسته ای به نام سینکاريون شود.

The MHC is also thought to act as a proxy for general outbreeding, with all the hybrid vigour that can bring.

MHC همچنین فکر می شود که به عنوان نماینده برای تولید مثل خارج از دامنه عمل می کند، با تمام قدرت هیبریدی که می تواند به ارمغان بیاورد.

The male and female pronucleus fused finally.Most hybrids could develop normally.

هسته مرد و زن در نهایت با هم ترکیب شدند. بیشتر هیبریدها می‌توانند به طور طبیعی رشد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید