inaccurate

[ایالات متحده]/ɪn'ækjʊrət/
[بریتانیا]/ɪn'ækjərət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی خطاها یا اشتباهات، نادرست
adv. به طور نامشخص، با عدم دقت

جملات نمونه

an inaccurate statement

یک ادعای نادرست

false or inaccurate descriptions of goods.

توصیفات نادرست یا نادرست کالاها.

It was good drama, but historically inaccurate.

این یک نمایش خوب بود، اما از نظر تاریخی نادرست.

Maps of the region are notoriously inaccurate.

نقشه های منطقه به طور مشهور نادرست هستند.

These agencies specialize in fixing inaccurate or unverifiable information on financial reports.

این سازمان‌ها در رفع اطلاعات نادرست یا غیرقابل تأیید در گزارش‌های مالی تخصص دارند.

To centering the website that after clearing, still did not put on record, give stoutly shut, to putting on record information truthless, inaccurate, instruct correct.

برای متمرکز کردن وب سایت که پس از پاکسازی، هنوز در سوابق ثبت نشده است، به شدت بستن، برای ثبت اطلاعات نادرست و نادرست، دستور صحیح را صادر کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید