injustice

[ایالات متحده]/ɪn'dʒʌstɪs/
[بریتانیا]/ɪn'dʒʌstɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناعدالتی؛ رفتار با دیگران با بی‌عدالتی؛ به‌طور ناعادلانه رفتار شدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

social injustice

بی‌عدالتی اجتماعی

fight against injustice

مبارزه با بی‌عدالتی

victims of injustice

قربانیان بی‌عدالتی

racial injustice

تبعیض نژادی

economic injustice

تبعیض اقتصادی

جملات نمونه

the injustice of the death penalty.

ناعدالتی مجازات اعدام

the demonstrable injustices of racism.

بی‌عدالتی‌های آشکار نژادپرستی

social injustice—a breeder of revolutions.

بی‌عدالتی اجتماعی - پرورش‌دهنده انقلاب‌ها

an injustice that exercised the whole community.

ناعدالتی که کل جامعه را درگیر کرد.

the imperfections and injustices in our political system.

نقص‌ها و بی‌عدالتی‌های موجود در نظام سیاسی ما.

Cruelty an injustice often make our blood boil.

ظلم و ستم اغلب باعث جوشیدن خون ما می شود.

They complained of injustice in the way they had been treated.

آنها در مورد ناعادالتی در نحوه رفتار با آنها شکایت کردند.

gross injustice. What isegregious is outrageously bad:

ناعدالتی فاحش. چه چیزی شدید است؟ یک چیز به طرز مضحکی بد:

These injustices embittered her even more.

این بی‌عدالتی‌ها او را حتی بیشتر پر از کینه و تلخی کرد.

He was framed by the real criminals and became the victim of the evil and injustice.

او توسط جنایتکاران واقعی فریب داده شد و قربانی شرارت و بی‌عدالتی شد.

socialism and anarchism emerged to offer organized protest against the injustices of Spanish society.

سوشالیسم و آنارشی‌گرایی برای ارائه اعتراضات سازمان‌یافته علیه بی‌عدالتی‌های جامعه اسپانیا ظهور کردند.

نمونه‌های واقعی

" Dobby, " growled Harry; this injustice still rankled.

دابی،

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

He called the decision a “profound injustice.”

او تصمیم را یک "ناشکنی عمیق" خواند.

منبع: VOA Special May 2016 Collection

There was simply so much injustice in the world, tangling root and branch, ever growing.

سادگی، در جهان اینقدر ناعدالتی وجود داشت که ریشه و شاخه را در هم می‌پیچید و همیشه در حال رشد بود.

منبع: The Economist (Summary)

It seems safer to bear the injustice.

به نظر می‌رسد تحمل ناعدالتی امن‌تر است.

منبع: Lean In

I regret the injustice which I did you.

من ناعدالتی که با شما کردم را پشیمانم.

منبع: The Sign of the Four

" It would be injustice to hesitate, " said he.

اینجا ناعدالتی خواهد بود که درنگ کنیم،

منبع: The Adventures of Sherlock Holmes

There's so much bad; there's so much injustice.

اینقدر چیزهای بد وجود دارد؛ اینقدر ناعدالتی وجود دارد.

منبع: Listening Digest

My virtue was false, because I rewarded your injustice.

فضیلت من نادرست بود، زیرا من پاداش شما برای ناعدالتی بود.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

This is unbelievable injustice, unbelievable. Please help us, please, OK? Now, please.

این یک ناعدالتی باورنکردنی، باورنکردنی است. لطفاً به ما کمک کنید، لطفاً، باشه؟ حالا لطفاً.

منبع: NPR News August 2015 Compilation

In another, the leader does nothing to address the injustice.

در غیر این صورت، رهبر هیچ کاری برای رسیدگی به ناعدالتی نمی‌کند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American May 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید