intrusions

[ایالات متحده]/ɪnˈtruːʒənz/
[بریتانیا]/ɪnˈtruːʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ورود به مکان یا وضعیتی که شخص ناخواسته است؛ مداخله یا مزاحمت

عبارات و ترکیب‌ها

unauthorized intrusions

تهاجم‌های غیرمجاز

security intrusions

تهاجم‌های امنیتی

network intrusions

تهاجم‌های شبکه

data intrusions

تهاجم‌های داده

physical intrusions

تهاجم‌های فیزیکی

system intrusions

تهاجم‌های سیستمی

malicious intrusions

تهاجم‌های مخرب

external intrusions

تهاجم‌های خارجی

frequent intrusions

تهاجم‌های مکرر

preventing intrusions

جلوگیری از تهاجم‌ها

جملات نمونه

we must address the intrusions into our privacy.

ما باید به نفوذ به حریم خصوصی خود رسیدگی کنیم.

the intrusions of technology in our lives are increasing.

نفوذ فناوری به زندگی ما در حال افزایش است.

his constant intrusions were becoming a nuisance.

نفوذهای مداوم او آزاردهنده شده بود.

we need to prevent any intrusions into our network.

ما باید از هرگونه نفوذی به شبکه خود جلوگیری کنیم.

she felt uncomfortable with the intrusions of her personal life.

او با نفوذ به زندگی شخصی خود احساس ناراحتی می کرد.

intrusions from pests can damage crops significantly.

نفوذ آفات می تواند به طور قابل توجهی به محصولات آسیب برساند.

they installed security measures to deter intrusions.

آنها اقدامات امنیتی را برای جلوگیری از نفوذ نصب کردند.

his intrusions into the conversation were unwelcome.

نفوذ او به گفتگو ناخوشایند بود.

we must find a balance between privacy and necessary intrusions.

ما باید تعادلی بین حریم خصوصی و نفوذهای ضروری پیدا کنیم.

intrusions by media can affect public perception.

نفوذ رسانه ها می تواند بر درک عمومی تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید