interferences

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈfɪərənsɪz/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈfɪrənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مداخله یا مداخله کردن; موانع یا مانع‌ها; اختلالات یا مزاحمت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

signal interferences

تداخلات سیگنال

electromagnetic interferences

تداخلات الکترومغناطیسی

radio interferences

تداخلات رادیویی

environmental interferences

تداخلات محیطی

system interferences

تداخلات سیستم

external interferences

تداخلات خارجی

data interferences

تداخلات داده

noise interferences

تداخلات نویز

interferences management

مدیریت تداخلات

جملات نمونه

there were several interferences during the presentation.

در طول ارائه، اختلالات متعددی وجود داشت.

the interferences from the crowd made it hard to hear.

اختلالات از سوی جمعیت باعث شد که به سختی شنیده شود.

we need to minimize interferences in our communication.

ما باید اختلالات را در ارتباطات خود به حداقل برسانیم.

interferences in the signal caused the transmission to fail.

اختلالات در سیگنال باعث از کار افتادن انتقال شد.

he noticed interferences while trying to focus on his work.

او در حالی که سعی می کرد روی کار خود تمرکز کند، اختلالاتی را متوجه شد.

there are various interferences that can affect the experiment.

اختلالات مختلفی وجود دارد که می تواند بر آزمایش تأثیر بگذارد.

we must address the interferences in the data collection process.

ما باید به اختلالات در فرآیند جمع آوری داده رسیدگی کنیم.

interferences from external sources can disrupt the study.

اختلالات از منابع خارجی می تواند مطالعه را مختل کند.

the technician identified interferences in the network connection.

تکنسین اختلالات را در اتصال شبکه شناسایی کرد.

reducing interferences is crucial for better performance.

کاهش اختلالات برای عملکرد بهتر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید