| زمان گذشته | leisured |
leisurely walk
قدم زدن آرام
leisure activities
فعالیتهای تفریحی
leisure time
زمان فراغت
at leisure
در اوقات فراغت
leisure industry
صنعت تفریحی
leisure center
مرکز تفریحی
leisure area
منطقه تفریحی
leisure for
فراغت برای
leisure wear
لباس تفریحی
leisure class
طبقه تفریحی
leisure time; leisure travel.
زمان فراغت؛ سفر تفریحی
a whole range of leisure pursuits.
طیف گستردهای از فعالیتهای تفریحی
have no leisure to do sth.
وقت آزاد برای انجام دادن کاری ندارم
writers with enough leisure to practise their art.
نویسندگانی که وقت آزاد کافی برای تمرین هنرشان دارند
the centre offers a variety of leisure activities.
مرکز انواع فعالیتهای تفریحی را ارائه میدهد
Parasailing is an essential leisure activity in Mauritius.
پاراسیلینگ یک فعالیت تفریحی ضروری در موریتیوس است.
Leisure is usually defined in opposition to work.
سرگرمی معمولاً در برابر کار تعریف می شود.
They thought they should occupy their leisure more profitably.
آنها فکر میکردند باید زمان فراغت خود را سودمندتر سپری کنند.
the leisured life of his college.
زندگی آرام و بیدغدغه در کالج او
How do you spend your leisure?
چگونه اوقات فراغت خود را میگذرانید؟
The most tastable and exotic leisure city is on “High Life”.
لذیذترین و عجیبترین شهر تفریحی در "زندگی مجلل" قرار دارد.
What do you do in your leisure time?
در اوقات فراغت خود چه میکنید؟
I scarcely have leisure for/ to play tennis this afternoon.
امروز بعد از ظهر به سختی وقت آزاد برای بازی تنیس دارم.
a leisured friendly atmosphere prevailed among the crowds.
فضای دوستانه و آرام در میان جمعیت حاکم بود.
staff facilities included a social club and leisure complex.
امکانات کارکنان شامل یک باشگاه اجتماعی و مجتمع تفریحی بود.
leisurely walk
قدم زدن آرام
leisure activities
فعالیتهای تفریحی
leisure time
زمان فراغت
at leisure
در اوقات فراغت
leisure industry
صنعت تفریحی
leisure center
مرکز تفریحی
leisure area
منطقه تفریحی
leisure for
فراغت برای
leisure wear
لباس تفریحی
leisure class
طبقه تفریحی
leisure time; leisure travel.
زمان فراغت؛ سفر تفریحی
a whole range of leisure pursuits.
طیف گستردهای از فعالیتهای تفریحی
have no leisure to do sth.
وقت آزاد برای انجام دادن کاری ندارم
writers with enough leisure to practise their art.
نویسندگانی که وقت آزاد کافی برای تمرین هنرشان دارند
the centre offers a variety of leisure activities.
مرکز انواع فعالیتهای تفریحی را ارائه میدهد
Parasailing is an essential leisure activity in Mauritius.
پاراسیلینگ یک فعالیت تفریحی ضروری در موریتیوس است.
Leisure is usually defined in opposition to work.
سرگرمی معمولاً در برابر کار تعریف می شود.
They thought they should occupy their leisure more profitably.
آنها فکر میکردند باید زمان فراغت خود را سودمندتر سپری کنند.
the leisured life of his college.
زندگی آرام و بیدغدغه در کالج او
How do you spend your leisure?
چگونه اوقات فراغت خود را میگذرانید؟
The most tastable and exotic leisure city is on “High Life”.
لذیذترین و عجیبترین شهر تفریحی در "زندگی مجلل" قرار دارد.
What do you do in your leisure time?
در اوقات فراغت خود چه میکنید؟
I scarcely have leisure for/ to play tennis this afternoon.
امروز بعد از ظهر به سختی وقت آزاد برای بازی تنیس دارم.
a leisured friendly atmosphere prevailed among the crowds.
فضای دوستانه و آرام در میان جمعیت حاکم بود.
staff facilities included a social club and leisure complex.
امکانات کارکنان شامل یک باشگاه اجتماعی و مجتمع تفریحی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید