metamorphic

[ایالات متحده]/metə'mɔːfɪk/
[بریتانیا]/'mɛtə'mɔrfɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تغییر شکل یا ساختار یافته، تبدیل شده، در شخصیت تغییر یافته

عبارات و ترکیب‌ها

metamorphic rock

سنگ متحول

metamorphic process

فرآیند متا مورفیک

metamorphic complex

پیچ متا مورفیک

metamorphic grade

درجه متا مورفیک

metamorphic petrology

پترولوژی متا مورفیک

جملات نمونه

Metamorphic rocks are formed under high pressure and temperature.

سنگ‌های متافریک در اثر فشار و دمای بالا تشکیل می‌شوند.

The caterpillar undergoes metamorphic changes to become a butterfly.

خرمنک دچار تغییرات متافرمیک می‌شود تا به پروانه تبدیل شود.

Metamorphic processes can alter the mineral composition of rocks.

فرآیندهای متافرمیک می‌توانند ترکیب مواد معدنی سنگ‌ها را تغییر دهند.

Some insects have a metamorphic life cycle with distinct stages.

برخی از حشرات دارای یک چرخه زندگی متافرمیک با مراحل متمایز هستند.

Metamorphic transformations occur over long periods of time.

تحولات متافرمیک در طول دوره‌های طولانی رخ می‌دهند.

Geologists study metamorphic rocks to understand Earth's history.

زمین‌شناسان سنگ‌های متافریک را برای درک تاریخ زمین مطالعه می‌کنند.

Metamorphic changes can result in the formation of new minerals.

تغییرات متافرمیک می‌توانند منجر به تشکیل مواد معدنی جدید شوند.

The artist's style underwent a metamorphic shift after studying abroad.

سبک هنرمند پس از تحصیل در خارج از کشور دچار تغییر متافرمیک شد.

Metamorphic rock formations can be found in mountain ranges.

تشکیل سنگ‌های متافریک را می‌توان در رشته کوه‌ها یافت.

The company went through a metamorphic reorganization to improve efficiency.

شرکت برای بهبود کارایی، یک بازسازی متافرمیک را پشت سر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید