outings

[ایالات متحده]/ˈaʊtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈaʊtɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سفرهای کوتاه یا گردش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

family outings

گردش‌های خانوادگی

school outings

گردش‌های مدرسه

weekend outings

گردش‌های آخر هفته

group outings

گردش‌های گروهی

outdoor outings

گردش‌های فضای باز

picnic outings

گردش‌های پیک‌نیک

fun outings

گردش‌های تفریحی

educational outings

گردش‌های آموزشی

summer outings

گردش‌های تابستانی

seasonal outings

گردش‌های فصلی

جملات نمونه

we planned several outings for the weekend.

ما چندین برنامه برای آخر هفته تنظیم کردیم.

family outings can strengthen bonds.

گردش‌های خانوادگی می‌توانند پیوندها را تقویت کنند.

she enjoys organizing outings for her friends.

او از سازماندهی گردش‌ها برای دوستانش لذت می‌برد.

the school arranged outings for the students.

مدرسه گردش‌ها را برای دانش‌آموزان ترتیب داد.

outings to the beach are always fun.

گردش به ساحل همیشه سرگرم‌کننده است.

they often have outdoor outings during summer.

آنها اغلب در تابستان گردش‌های فضای باز دارند.

group outings can help build teamwork.

گردش‌های گروهی می‌توانند به ایجاد کار گروهی کمک کنند.

our company organizes quarterly outings for employees.

شرکت ما به طور فصلی گردش‌ها را برای کارمندان سازماندهی می‌کند.

outings provide a break from daily routine.

گردش‌ها استراحت از برنامه روزانه را فراهم می‌کنند.

she always looks forward to family outings.

او همیشه مشتاق گردش‌های خانوادگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید