regular visits
بازدیدهای منظم
doctor visits
بازدیدها از دکتر
frequent visits
بازدیدهای مکرر
home visits
بازدید از منزل
visiting hours
ساعات ملاقات
paid visits
بازدیدهای پرداخت شده
virtual visits
بازدیدهای مجازی
hospital visits
بازدید از بیمارستان
brief visits
بازدیدهای کوتاه
overseas visits
سفر به خارج از کشور
the doctor visits patients at the clinic every day.
پزشک هر روز بیماران را در مطب ملاقات میکند.
we paid a brief visit to the museum last weekend.
ما آخر هفته گذشته یک بازدید کوتاه از موزه داشتیم.
she makes regular visits to her elderly grandmother.
او به طور منظم از مادربزرگ پیرش دیدار میکند.
the prime minister's visit to china was highly successful.
بازدید نخستوزیر از چین بسیار موفقیتآمیز بود.
he enjoys visits from his friends and family.
او از دیدن دوستان و خانوادهاش لذت میبرد.
the tour guide leads visits of the historic castle.
راهنمای تور بازدید از قلعه تاریخی را هدایت میکند.
the company welcomes visits from potential investors.
شرکت از بازدید سرمایهگذاران بالقوه استقبال میکند.
the website allows visitors to book visits online.
وبسایت به بازدیدکنندگان اجازه میدهد تا بازدیدها را به صورت آنلاین رزرو کنند.
the zoo offers guided visits of the animal enclosures.
باغ وحش بازدیدهای راهنمایان از محفظههای حیوانات را ارائه میدهد.
the school organizes visits to local businesses for students.
مدرسه بازدید از مشاغل محلی را برای دانشآموزان سازماندهی میکند.
we planned a surprise visit to her at the hospital.
ما یک بازدید غافلگیرانه از او در بیمارستان برنامهریزی کردیم.
regular visits
بازدیدهای منظم
doctor visits
بازدیدها از دکتر
frequent visits
بازدیدهای مکرر
home visits
بازدید از منزل
visiting hours
ساعات ملاقات
paid visits
بازدیدهای پرداخت شده
virtual visits
بازدیدهای مجازی
hospital visits
بازدید از بیمارستان
brief visits
بازدیدهای کوتاه
overseas visits
سفر به خارج از کشور
the doctor visits patients at the clinic every day.
پزشک هر روز بیماران را در مطب ملاقات میکند.
we paid a brief visit to the museum last weekend.
ما آخر هفته گذشته یک بازدید کوتاه از موزه داشتیم.
she makes regular visits to her elderly grandmother.
او به طور منظم از مادربزرگ پیرش دیدار میکند.
the prime minister's visit to china was highly successful.
بازدید نخستوزیر از چین بسیار موفقیتآمیز بود.
he enjoys visits from his friends and family.
او از دیدن دوستان و خانوادهاش لذت میبرد.
the tour guide leads visits of the historic castle.
راهنمای تور بازدید از قلعه تاریخی را هدایت میکند.
the company welcomes visits from potential investors.
شرکت از بازدید سرمایهگذاران بالقوه استقبال میکند.
the website allows visitors to book visits online.
وبسایت به بازدیدکنندگان اجازه میدهد تا بازدیدها را به صورت آنلاین رزرو کنند.
the zoo offers guided visits of the animal enclosures.
باغ وحش بازدیدهای راهنمایان از محفظههای حیوانات را ارائه میدهد.
the school organizes visits to local businesses for students.
مدرسه بازدید از مشاغل محلی را برای دانشآموزان سازماندهی میکند.
we planned a surprise visit to her at the hospital.
ما یک بازدید غافلگیرانه از او در بیمارستان برنامهریزی کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید